Machine transcription
٥٩
خانه ماچون روشن شد اطراف را بکمال دقت معاینه کردم . اوتاق بغیر از همان يك میز و پنج چوکی و قالین و چراغ الکتریکی دگر چیزیرا حاوی نبود. چهار دیوار خانه آنقدر صاف و یکدستست که دروازه هیچ معلوم نمیشود که در کدام طرف و کدام جاست . از بیرون هیچ صدا و ندایی نمیآید . آیا میرویم ایستاده ایم، برروی بحریم در زیر بحریم ؟ هیچ نمیدانیم ! اما با وجود آنهم من امیدوار بودم که در ملاقات صاحبان کشتی تاخیر وقوع نخواهد یافت ، چرا که روشن کردن اوتاق ما علامت خیر است . هرگاه محبوس میبودیم یا فراموش شده میبودیم جای ما را روشن نمیکردند . بوقعیکه گمانم برخطا نبود . یکصدایی بازکردن قفل با کلید شنیده شد بعد ازان در یکطرف ديوار يك دروازه بازشده دو آدم داخل او تاق ماشدند . یکی ازین دو نفر آدمی بودکوتاه قد ، تنومند ، کشاده شانه ، بزرگ سر ، سیاه موی ، تیزنظر که هیئت عمومی آن بمردمان جنوبی ممالك فرانسه مشابهت میرسانید . آدم دیگر زیاده تر شایان تعریفست حکیم مشهور « دیده رو » گفته است که اوضاع و اطوار انسان معنای مجازی افکار اوست. این است که این آدم اثبات مشخص مدعای دیده روست من چون بسیمای او نظرکردم دانستم که این آدم برخود بسیار اعتماد دارد. زیرا سرش از میان قوس دو شانه اش بيك وضعیت اصیلانه برآمده است چشمان سیاه مژگان درازش بيك امنیت باردانه نظر می اندازد. از زردی رنگ پوستش معلوم میشد که دایما ساکنست. ازحرکات سریعه پی های زیرابروانش چنان معلوم میشد که بر فکر خود ثابت قرار است . انبساط روحی که از تنفس سینه اش پدیدار بود برجسارت و شجاعت فوق العاده اش دلالت میکرد . اینرانیز بگویم که این آدم بسیارکبر نفس را مالك است . در انظار استراحت آمیز او آثار علویت
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
