Machine transcription
١٦١
ابریشم نرم و زیبا یست مالزیان اینمرغ را «آفتاب مرغ» و اوز و با غیان مرغ جنت مینامند.
بسیار تأسف کردم که اگر ممکن میبود که اینمرغرا به با غچه حیوانات پاریس ارسال
میتوانستم . زیرا در انجا زنده اینمرغ موجود نیست . اما چه سود که این کار غیر ممکن
مینمود . من اگرچه بکرفتن اینمرغ بمقصد رسیدم اما ندلاند هنوز بشکار کردن
حیوان چار پایی موفق نشده است .
درین اثنا بيك بیشه زاری واصل شدیم که خیلی درختان كوچك بهم پیوست
داشت . دفعه از پیش روی ما چند عدد حیوانی که آنرا «قانغورو» مینامند بتاخت
شدند . هر سه نفر ما نشان گرفته بگله های الکتریکی سه عدد از آنها را مانند صاعقه
زده برزمین غلطانیدیم .
اینحیوان نیز از حیواناتیست که مخصوص همین نواحیهاست .گوشتش خیلی لذیذ
و خلقتش خیلی غریبست پاهای پس آن بسیار دراز ، ودستهای پیش او بغایت کوتا
هیست . و قتی که براه میرود بصورت خیز زدن وجهیدن میرود . اینحیوان از نوع
حیوانات ذوات الكیس است یعنی در شکم شان يك کیسه زائدی موجود میباشد که
چوچه های خود را در ان میپرورانند .
قانغور هائیکه هدف گله های ما شده بودند هريك بقدريك آهوبره می آمد. ندلاند
از مسرت بسیار در پوست نمی گنجید .
ساعت شش بود که بساحل رسیدیم . قایق رابجای خود یافتیم . ندلاند همان
بدر دادن آتش و حاضر ساختن طعام شام مشغول گردید. ندلاند در فن آشپزی بسیار
مهارت بخرج رساند. کبابها رابچو بهادر کشیده بر روی آتش صف نمود، بوی لطیف
آن بهوا پیچید . دهنم پر آب گردید . مگر منهم بقدر ندلاند شکمپرور بوده ام ولی از
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
