Machine transcription
( 115 )
که از طرف پادشاه برای جمع کردن زکاتها مقرر شده باشد اگرچه
غنی باشد ( چهارم ) مکاتب است و او غلامی است که با خواجه
خود عقد کرده باشد که اینقدر درم تافلان مده میرسانم که بعداز
رسانیدن آن آزاد شوم و خواجه او قبول کرده باشد این عقد
را پس مکاتب بتصرفات آزاد است و رقبه او غلام است ( پنجم)
شخصی است که قرض دار باشد و مالك نصاب زیاده از دین خود
او نباشد ( ششم ) شخصی است که از حاجیان وغازیان پس مانده
خرج نداشته باشد ( هفتم ) مسافریست که از مال خود دور مانده
و بمال خودرسیده نتواند – رواست دادن زكوة بهمه اینها يا بيك
طایفه از ایشان – و دادن زكوة روا نیست بچند جا ( اول )
به ذمی و بغیر از زکوة فرض دادن دیگر صدقها برای ذمی رواست
( دوم ) در بناء مسجد ( سوم ) در تکفین مرده ( چهارم ) در
اداء آن دین که بر مرده باشد ( پنجم ) در خریدن غــلامیــکه
آزاد کرده شود ( ششم ) باصل زکوة دهنده و آن پدر و مادر
و پدر کلان ومادر کلان و برتر از ایشان است ( هفتم ) بفرع زکوة
دهنده و آن اولاد و اولاد اولاد و فروتر از ایشان است ( هشتم )
بزن زکوة دهنده اگر مالك مرد باشد ( نهم ) بشوهر آن اگر
مالك زن باشد ( دهم ) بغلام زكوة دهنده و بمكاتب او و به مدبر
او و به ام ولد او و بآن غلام او که بعض او آزاد شده باشد
( یازدهم ) غنی که مالك نصاب باشد (دوازدهم) غلام غنی و طفل
او ( سیزدهم ) به بنی هاشم و ایشان اولاد حضرت علی رضی الله
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
