Machine transcription
(۱۰۷)
چیز فروخته شده به بیع فاسد زیرا که آنمال خبیث با آن ربع واجب
است که صدقه کرده شود پس فایده نیست در واجب کردن صدقه
بعض آن
( شرط صحیح شدن ادای زکات ) نیت است که پیوسته باشد
ادا کردن آن بمصرف و یا بوقت جدا کردن مقدار زکات یا صدقه
کردن است همه مال نصاب را اگرچه بنیت نفل باشد یا تمليك
کردن بدون نیت باشد ( فرض شدن زکات ) بفور است یعنی
بعد وجود نصاب باشرايط وجوب آن بمجرد گذشتن سال
فیا رو فرض میشود پس اگر بدون عذر شرعی تاخیر در ادای
آن کرد گنهکار میشود وشاهدی او قبول نمیشود ( مالهایکه
زکات در آنها فرض میشود ( سه قسم است ( اول ) چهار پایان
چرنده است و آن نزد اهل شرع آنست که در بسیاری از سال
در صحرا بكياه مباحه اکتفا کند برای قصد شير ونسل وزيادت
فربهی پس اگر مالك در نصف سال آنها را کاه از خود میداد
آنرا شرعاً چرنده گفته نمیشود پس زکات آنها برمالك فرض
نیست و اگر آنها را در صحرا برای سواری یا گوشت خوردن
نگهداشته بود نیز زکات در انها فرض نیست (دوم) طلاء و نقره
(سوم) مال منقولی اما در قیمت خانه و زمین زکات نمیشود (مالهای
چرنده که زکات در انها واجب میشود ) سه اند ( اول ) اشتر
(دوم ) گاو ( سوم ) گوسفند وبز
( زکات اشتر ) ( تشریح اسامی اشترهائیکه در زکات لازمست
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
