Machine transcription
(١٠٦)
باشد (دوم) در مالیکه بکسی آن را گرو داده باشد پیش از قبض کردن آن
(سوم) در مالیکه آن را خریده برای تجارت و قبض نکرده (چهارم)
در مقدار دینی که از طرف بنده خواسته میشود و مالیکه زیاده از قدر
دین او باشد اگر بقدر نصاب میرسید زکات آن فرض است که بدهد
(پنجم) در جامهای بدن که بآن حاجت داشته باشد برای دفع سرما
و گرما (ششم) در مالیکه از مالك غایب شده باشد و غالب گمان او چنان
باشد که باز بدستش نمی آید مانند مال گم شده که آنرا بعد سالها
یافته باشد و مالیکه در دریا افتاده باشد و بعد از سالها آنرا کشیده
باشد و مالیکه ازو بغصب گرفته شده باشد و شاهدان بر غصب کننده
نداشته باشد و مالیکه آنرا در بیابان دفن کرده باشد و جای آنرا
فراموش کرده بعد از سالها آنرا یافته باشد و دینی که دیندار
او سالها منکر باشد و شاهدان نیز بران نباشد و بعد از ان آن دین
باو برسد و مالیکه از وبظلم گرفته شده باشد و بعد از سالها باو برسد
پس در همه اینچنین مالها زکات آن سالها ئیکه مال در آنها با و نرسیده
بود بر او لازم نمیشود
(سبب لازم شدن ادای زکات) توجه خطاب خدا وندتعالی
است به بنده در ینقول او جل جلاله (و آتوا الزکوة)(شرط فرض
شدن ادای زکات) سه چیز است (اول) گذشتن سال
است برنصاب که در ملك مالك باشد (دوم) بها بودن مال است
مانند درم و دینار یا چریدن در صحر است در اکثر سال در چهار پایان
یا نیت تجارت است در مالهای منقولی بجز از زروسیم و چهار پایان
(سوم) خالی بودن مال نصاب است از خبث و پلیدی مانند دریافتی
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
