Machine transcription
صحیفه ٢٤٩ وقایع از (٤) مارج تا به (٩) جلد چهارم
تیکه در (٣، ٤، و ٥) مارج اجرا کرده بودند امروز بیتاب و طاقت مانده بودند. هم عسکرهای روس و هم عسکرهای ژاپان بیتابانه بخواب رفته بودند. هیچ صدای تفنگ از هیچطرف شنیده نمیشد. در ینوقت نوبت آتش به طوپچی آمده بود. درمیان عساکر ژاپان که در زیر آتش طوپچی دشمن خوابیده بودند ضایعات خیلی زیاده بود. دريك قريه ئيكه بمسافه (٢٥٠٠) متره در جنوب (يو شانتون) موجود بود در پشت يك ديوار جنرال (او تاسى) با افسران معيت خود نشسته بودند . درینجا در هر بیست دقیقه یکباريك آتش متصل شرانپل همی ریخت. يك كمى به انسو بيرق صليب احمر افراشته شده بود كه اين محل خسته خانه بود. دوکتورها، ومعاونها با دانه های شرانپلی که از طرف دشمن میآمد زخمی میشدند. مجروحین نیز زیاده تر مجروح میشدند. مع هذا دوکتورها بكمال سكوت وارامی بر کار خود دوام میورزیدند.
در پشت دیوارده يك صحنۀ جالب دقتی مشاهده میشد. هر مجروحی که از خط محاربه میآمد، بمجرديكه قوماندان غيرك محند جنرال (او نامی) را میدید هماندم وضعیت عسکرتی خود را گرفته، وراسمه احترام را بجا اورده بسوالیکه از طرف قوماندان پرسیده شود منتظر میماند. مجروح، اگر افسر میبود به نزديك جنرال امده و راسمه احترام را بجا اورده در حالتیكه از زخمش خون در جریان میبود در باب حال و ضغیت حرییه بیان معلومات میکرد. جنرال اگرچه میگفت: «بسست، تشکر میکنم، چابك برويد زخم خود را به بندید .» بازهم مجروح همۀ تفصيلات خط حرب را که موجب فایده برداشتن جنرال باشد فراموش نکرده همه را یگان یگان بیان میکرد.
امشب یعنی - شب (٥)م مارج روسها بريك هجوم مقابل برخاستند که مقصدشان ازین هجوم پنهان کردن رجعت شان بود. ذاتا رجعت کردن رو
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
