Machine transcription
صحیفه ١٤٣ حاضرفی سفر حرب ژاپانها جلد دوم
کرده است .
وطنپرورئی يك مرد محکومی — يعنى يك جنایتکاری که از طرف قانون
بقتل محکوم شده است نیز شایان تذکار است :
یکی از اصناف بزه گران جبراً سرقت وقتل کرده از طرف حکومت به
قتل محکوم گردیده بود ، و در حبسخانه ( ایشیغایا ) در ( توكيو ) محبوس بود .
هنگامیکه ساعت معین قتل محکوم مذکور رسید مأمور حبسخانه برای خبر دار
کردن او آمده دید که بدست خود محکوم مذکور دو ( ين ) گرفته است . مأمور
حبسخانه بمحکوم مذکور تکلیف نمود که به این دو (ین) هر چیزیکه دلت میخواهد
خریده بخورتا خوردنی آخرینت شود ولی محکوم بیچاره بکمال تشکر و نزاکت
این تکلیف مأمور را رد نمود. و به بسیار رجا ونیاز عرض کرد که : ( همین وجه
محقر که نقد هستی موجود منست بصندوق اعانه حربیه تسلیم شود تا آنکه در
آخر این زندگانی فانی يك عمل خیری از من سر زده باشد ، وموجب تخفیف
گناهان من بشود ) .
مأمور چون میدانست که اعانه جنایتکاران قبول نمیشود اینسخن
محکوم بیچاره را رد نمود . محکوم باز رجا کرد که : ( اگر به صندوق اعانه
حربیه قبول نشود بيك عائله که مردشان بمحاربه رفته باشد بدهد ، وجسد
اورا نیز بعد از قتل بیکی از مکاتب طبیه بدهند تا شاگردان تخته مشق عملیات
جراحيه خود بسازند . )
مأمور وعده کرد که این رجای او قبول میشود محکوم ازین وعده او
خیلی ممنون شده بکمال خوشی وسرور بسوی قتلگاه روانه شد. و این حرکت
آخرین خود رايك نيکى و فضیلتی دانسته و بهمان فکر تسلی یاب شده
تسلیم جان نمود .
عالیجنابي يك دزد ژاپنی را نیز ذکر کنیم : در شهر هاوزاقا، در يك مهمانی
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
