Machine transcription
۳۲
چشم خویش را بکشا یک نظر بکن اینجا کین خرابه می بینی تاج و تخت خاقانست
ای پریرخ مهوش جام باده را درکش تا دمی شوی سرخوش جسم نیز بیجانست
دائم آنکه با اغیار باده خورده تا شب جای دوستان خالی مجلس رقیبانست
وصف دلربای من در عدن نمی گنجد خسرو همه خوبان رخ چو ماه کنعانست
شیوه ملیح او چون غزال مشکینست نخل قد دلجویش سرو باغ رضوانست
پیش شمع رخسارش مهر و مه خجل گردد حقه گهر بارش رشک آب حیوانست
سوختم سپند آسا در میان نار غم لیک شوخ بی پروا چون من گریزانست
دل مبند برین دنیا چونکه نیست پابرجا عاقبت مقام ما وادی خموشانست
شکوه از فلک تا کی میکنی صبوری کن قسمت ازل هردم آشکار و پنهانست
صبحم بهاتف این ندا ز غیب آمد
تشنه لب چه میگردی می بجام عرفانست
باختم دل را و تدبیرش نمیدانم که چیست مشکلی دارم تقریرش نمیدانم که چیست
آنکه چون هاروت مایل عارض افشونگرست سحر و کینه مکر و تزویرش نمیدانم که چیست
ترک خونریزش کند هر لحظه قصد بیدلان بیدل بیچاره تقصیرش نمیدانم که چیست
مردم کشی صفت آنشوخ شنگ تندخو شد ز من بیگانه تسخیرش نمیدانم که چیست
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
