Machine transcription
۱۸
چو نیستم که برندی سرشته اند ناصح مکن نصیحت بیهوده این قدر ما را
نکرد شمع رخت میشدم چو پروانه بسوخت آتش عشق تو بال پر مارا
گداخت همچو رصاصم حبیب ظن فریب تلف بشد چو زکف مخزن گهر ما را
عنایتی بمن ای خضر از برای خدا بود که این شب یلدا شود سحر ما را
بده بحق ابوبکر و عمر و عثمان بحق شیر خدا بر عده ظفر ما را
کرشمه بت عیار عقل و هوشم برد که نیست غیر تمنای او دگر ما را
ندانم از چه سبب نیست یانش رحمی چه ظلم می کند آنشوخ دل حجر ما را
سرشک دین من همچو رود جیحونست نمانده روشنی پیچ در بصر ما را
به لب رسند زاندوه جان مشتاقم کجا رسد به توانم دست در کمر ما را
ز هیچکس نکنم شکوه غیر سنخیت چو کرد در نظر دوست بی نزارم
بشرح راست نیاید چسان کنم تحریر چه آمده به از گردش قمر ما را
ز لطف خلق تو قطع نظر که عالیث
که غیر در گه او نیست هیچ در ما را
لیلی صفتی لطیف و رعنا مجنون و شم و نموده رسوا
در کوچه عشق وی رسیدم عشاق بی بنم بیضها
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
