Machine transcription
۲۶۴
دوستان جمع و بزم خوبست فکر سیخ و کباب کن ساقیا
تا کیم نتظار میداری عرضه ام را جواب کن ساقیا
عایشه تشنه لب همیگردد
لطف بهر صواب کن ساقیا
الا یا ایها الساقی کجائی مرا با تست چندین اشنائی
دمی بنشین که با هم راز گوئیم ندارم طاقت روز جدائی
بیا وز لطف جامم پر ز می کن که هستی را نمی بینم بقائی
نسیم صبح چون بر ما گذر کرد شنیدم از تو بوی بیوفائی
ز روی دختر رز پرده بردار که رندان را نزیبد پارسائی
مریض عشق را عیسی دمی و جز لب ساغر نمی بینم دوائی
در یدم جامه زهد ریا را ز رندی کرده ام در بر قبائی
بوقت اعتدال اند گلستان بدست آور نگار دلربا یی
نفیر عشق چون بنیاد کردند
بگوش عایشه آمد صدائی
زخم ناصوری که من دارم ندارد مرهمی دل ز تنهائی بجان آمد مدارا همدمی
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
