Machine transcription
۲۹۳
سوختم از دست چرخ نامساعد وا یوا راز دل را با که گویم می نبینم محرمی
روز و شب بر من مساوی شد ز جور روزگا خون فشان چون ابر نیسان دیدہ ام هر دمی
فکر و عقل اندر تعجب گشت سیاح جهان بو که یا بم از غم دوران دلی بی اینجمی
ناقه فهم و خرد در زیر بار عشق ماند طاقت این بار را هرگز ندارد رستمی
چونکه صیاد ازل دام محبت می نهاد مبتلا شد دل بدام زلف خم اندر خمی
پادشاه وقت خود بودم ندانستم دریغ باختم از دست خود بیچون سلیمان خاتمی
وصف تحسینش نمیگنجد بلوح روزگا خسرو خوبان و رشک مهر و ماه انجمنی
عایشه سر تا قدم شد محو در ناز فراق
اجر خود را از تو خواهم کردگار عالمی
ای دوست بتیغ غم ملالم کردی دل غرقه بخون و سینه چاکم کردی
عقل و خرد و هوش بیکبار رفت سر تا بقدم چو مشت خاکم کردی
در پیر چو مرا گرفت سودای تو جا محتاج بیبکجرعه تاکم کردی
عایشه اسیر تیر مژگان تو شد
هر چند که مذمتم تو با کم کردی
ای نوبهار حسن به بستان خوش آمدی ای شمع انجمن شبستان خوش آمدی
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
