Machine transcription
۱۲۷
فراز مسند شاهی بود از ماء تاماهی مطیع خاتم لعلش زقاف تا قیروان دارد
ببحر عشق خوردم غوطه و اول ندانستم بدست آوردن این در یتیم جان جاران دارد
دو عالم را بکوای خرش میبازد حاشیه
ز فرط عشق آن دلبر نه سیل این توان دارد
ای ستمگر مبنت هیچ شفقت نبود این چنین شیوه انصاف مروت نبود
صرف شد عمر گرامی بتنهای وصال دل بیرحم ترا مهر و محبت نبود
تا کیم منتظر و دل نگران میداری جایز این طور روشهای مشقت نبود
نیست این قلعہ عده ز مذهب عشاق درست چونکه این رابطه با شرط مودت نبود
بت پرستان نکنند انچه تو کردی بامین خوف از حق بکن این کار حقیقت نبود
بلکہ در شهر شما رسم مسلمانی نیست ورنه این ظلم و ستم راه شریعت نبود
عایشه شکوه مکن پیش کسانی کن
جز جناب احدت عون و حمیت نبود
بهار عارض گلرخ عجب رنگ و بهوا دارد گلستان وصالش بین عجب صبح و ضیا دارد
نگار مهوشی شکر لب شیرین کلام من شبستان سرکویش عجب سیر و صفا دارد
بزیر حلقه دام سر زلفش یکی خاست بقید دام تزویرش عجب شاه و گدا دارد
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
