Machine transcription
١٢٦
دایم در انتظار جوانان نامور خمر مذاب را بصد و بیست ساله داد
اکثر سرشت طینت عاقل بآب غم عیش و طرب بمردم زار و نژند داد
از خون دل سرشکئے در بر رخم مدام ابر فراق این همه بر گل چو ژاله داد
با هر کسی فراخور قسمت سپرده اند افلاک بین که بهر من آه ناله داد
داغ فراق فیض طلب راز نار هجر عالیه را مدام بدل همچو لاله داد
بتی سیمین تن گلرخ دتان در فشان دارد
دو چشمش نرگس شهلا دو ابروی کما دارد
بهار گلشن رویش عجایب فرحت افزاست فراوان قمری و بلبل هزاران داستان دارد
شگنج زلف پر چینش ربوده عقل و هوشم را خرامان قامت رعنا که این سرور وان دارد
چگویم قصه مشکل که آن محبوب سنگین دل دودست خویش را رنگین بخون بیلان دارد
دل از من برد و رخ زیر نقاب هردم کند پنهان عجب این شوخ بی پروا دل نامهربان دارد
بزم مهوشان بنگر بکی ساقی چوماہ حور بکف در ساغر مینا می ارغوان دارد
من از باد صبا بوی وصال یار می یابم نمیدانم چرا دلدار با ما سر گران دارد
بصحن بوستان خندان نشسته جمعی از رندان سرور مجلس مستان دلم را شادمان دارد
شهنشاه بلند اختر بود سلطان بحر و بر باقبال عدو مالش ملایک پاسبان دارد
فراز
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
