Machine transcription
۹۲
سحر کا ر نسیم صبحدم اندر مشام من شمیم زلف عنبر بوی آن دلدار می آید
بدیدم عندلیب دل بصحن گلشن وصلت گلی روی ترا بگرفته در منقار می آید
جگر پر درد و دل پر خون بود آنگل رو بچشم نشتر هجران ز جور خار می آید
چو بلبل در گلستان وصالش شادمان بودم ازین بستان بگوشم ناله های زار می آید
دو لعل بی بهایت را نبود هرگز خریدار چو من قیمت نمودم مشتری بسیار می آید
درین عالم ندیدم از کسی بوی وفائیرا تحیر میبرم از مردم هشیار می آید
بمن از ارجعی امروز فرحت میرسد اما طبیب عشق میدانم برین بیمار می آید
چو من بیمار مشتاقان همی نالند و میگویند که اجر بیدلان سنگ از در و دیوار می آید
ہمہ شتاب سحر هرگز نخفت ایندیدۀ پرنم چه آواز پر آشوبست کزین گلزار می آید
بتیغ غمزه ات مجروح کردی خسته ایکینرا شکیبائی ندارد با دل فگار می آید
بیا ساقی بده جامی مگر یابم سرانجام شراب بی مائی کزو اسرار می آید
می خواهم که از دنیا و عقبی فارغم سازد سحاب رحمت امروز گو ببار می آید
نگرای یوسف ثانی چسان عائشه مضطر
زلیخا وش بسودای تو در بازار می آید
گفتم صنما هجر توام خون جگر کرد گفتا چه شکایت چو قضا گفت قدر کرد
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
