Machine transcription
شماره ۱-۲ ۳۰ جلد سوم، سال دوم
در احکام نجوم هیچ اعتقادی و از بزرگان هیچ کس ندیدم
ونه شنیدم که در احکام اعتقادی داشت در زمستان
سنه ثمان وخمس مأته بشهر مرو سلطان کس فرستاد بخواجه بزرگ
صدرالدین محمد بن المظفرع که خواجه امام عمر را بگوی تا انتخاب
کند که بشکار رویم و اندر ان چند روز برف و باران نیاید
و خواجه امام عمر در صحبت خواجه بود و در سرای او فرود آمد
خواجه کس فرستاد و او را بخواند و ماجرا با وی بگفت
ورفت و دوروز در ان گذر و اختیار نیکو کو بود برفت
و با اختیار سلطان را برنشاند و چون سلطان برنشت
ویک بانگ زمین برفت ابر درکشید و با دبرخاست
وابر ودمه در ایستاد خنده ها کردند سلطان خواست
که باز گردد خواجه امام گفت پادشاه دل فارغ دارد که همین
ساعت ابر باز شود و درین پنج روز هیچ نم نباشد سلطان
براند و ابر باز شد و در ان پنج روز هیچ نم نبود و کس ابر ندید
احکام نجوم اگرچه صنعت معروف است اعتماد را نشاید
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
