Machine transcription
۳۲۵
لا يمكن الثناء كما كان حقه
بعد از خدا بزرگ توئی قصه مختصر
( نمونه از رقعات و مکاتیبشان )
شدنی خامه دلم را ترجمان
بشنو از نی چون حکایت میکند
با زبان تیز و چشم اشکبار
از جدائی ها شکایت میکند
حکایت تمادی ایام فراق و شکایت توالی آلام
اشتیاق بیش از ان است که بمددگاری دوات دهان
بسته و دستیاری خامه زبان شکسته در طول این نامه
عرض آن مقدور باشد و درطی این صحیفه نشر آن میسور
لاجرم سد آن باب کرده التماس میرود .
در ان ساعت که بی تشویش اغیار
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
