Machine transcription
جلد اول
٦٦٣
کتاب ادب القاضی
کرده بود باشیخین رحمها الله تعالی در یچ حکم بعد از ان رجوع کرد امام محمد رح با انچیزیکه ذکر شده
از اوکه بدرستی اخبار قاضی قبول کرده نمیشود مگربفراهم آوردن مردی دیگر در آن اخبار باز
بعد ازان صحیح کرده شد دست رجوع کردن امام محمد رح بقول شیخین رح و اما وقتی که اخبارکنا
قاضی از اقرار خصم با نچیزیکه صحیح میشود رجوع کردن اقرار کننده ازان چیز مانند اقرار بحد قبول کرد
نمیشود قول قاضی باتفاق امام وصاحبین رحمهم الله تعالی و اگر قاضی اخبار کرد از ثابت شدن حق
نزد او بگواهی گواهان پس گفت که گذشته اند نزد من گواهان بآن حق فلان بر فلان وثابت شده
بود عادل بودن ایشان و قبول کرده بودم گواهی ایشانرا بر آن فلان بآن حق قبول کرده میشود
قول قاضی در هردووجه یعنی خواه در وجهی باشد که رجوع اقرار کننده در ان صحیح میشود یا در وجهی باشد که رجوع
دران صحیح نمیشود و این حکم درباره قاضی لایت او مدتا ست از طرف پادشاه و اما قول قاضی معزول قول کرد
نمیشود اگرچه گواهی بدهد با او یک مرد عادل ثم اعلم ان القاضی ذقضی بشیء ینبغی له
ان یشهد علی قضائه سواء كانت ببينة او باقرار مطلقا ولا بد من اشهاده عليه
في محل ولایته فلو اشهد علی قضائه بعد ما خرج من المصر لم يسع للشاهدین الشهادة الا
ینالر قبل كما ذكره الخصاف في جامع الکبیر بدرستیکه بدرستی وقتی که قاضی حکم کند چیزی منیا
مر او را که گواهان بگیرد بآن حکم خود برابر است که حکم او بگواهی گواهان باشد یا بمطلق اقرا خصم
باشد خواه رجوع اقرار کننده در آن صحیح باشد یا صحیح نباشد و چاره نیست مرقاضی را از شاهد
گرفتن او بآن حکم خود در آن جائی که ولایت قضای او در آنجاست پس اگر گواهان رفت
بآن حکم خود پیش از برآمدن او از ان شهر که ولایت قضای او دران بود روانیست گواهانا
گواهی دادن بآن حکم او واگر بیان کردند شاهدان در شاهدی خود این را که بعد از برآمدن
ازان شهر ما را شاهد گرفته بود قبول کرده نمیشود شاهدی ایشان چنانکه ذکر کرده است این
عالقوم
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
