Machine transcription
جلد اول
۵۷۶
کتاب ادب القاضی
مراور اآن افزون بغیر از رضای شریک دیگر حلال نیها ولكل واحد منها حمولة وهی
الجانية فاراد احدهما رفعه ليصلحه وابى الآخر ينبغى ان يقول مريد الاصلاح للاخر ارفع
حمولتك باسطوانات وعمد ويعلمه انه يريد رفعه فى وقت كذا واشهد على ذالك
فلو فعله والافله رفع الجدار ولو سقطت حمولته لم يضمن قلت والظاهر ان مثله ما
اذا حتاج السفل الى العمارة فتعليق العلو على صاحبه (رد المحتار، دیواری مشترک
بود میان دو شخص و هر یکدام از ایشانر ابهران دیوار بارها بود پس آن دیوار سست شد و یکی
از ان دو شریک اراده کرد برداشتن آنرا برای آباد نمودن آن و شریک دیگر منع آورد از آباد نبودن
آن میباید که بگوید اراده کننده آبادی مرآن دیگر را که بردار بارهای خود را بشتونها و تکیه ها
و دلالت کند شریک خود را که اراده دارم برداشتن این دیوار را در فلان وقت و شاید بگیر بیران
خبر کردن شریک خود پس اگر آن شریک او برداشت بارهای خود را پس مدعا بوجه نیکو حاصل
شد و اگر برداشت بارهای خودرا مراورا ست برداشتن آن دیوار پس اگر افتاد بارهای او
تاوان دار نمیشود آن بر دارنده دیوار من میگویم که ظاهر آن است که مانند این عارت است
در حکم آنصورت که اگر خانه زیرین محتاج شد بآباد کردن پس متعلق ساختن بالا خانه بر صاحب آن
بالا خانه میباشد واذا كانت زائقة مستطيلة تتشعب منها زانقة مستطيلة وهى
غير نافذة الماية الى محل الترداد يختار والمراد به لطريق العام او ما يتوصل منه
اليه احق ( من النافذة الى سكة اخرى غير نافذة رد المحتار فليس لاهل الزائقة
الاولى ن ضحمان بافر الواقعة القصوى (هدايه) للمرور كالاستضاءة والريح
اد يختار قلت هذا اذا كان الباب عاليا لا يصلح للمرور رد المحتار) ولا يكون
لاهل الأولى فيه بيع فيها حق الشفعة (هدايه) وقتی که کوچه درازی بود که جدا شده
فایده
در حکا میکه کوچه ها
تقاطع دارد
عز الدین
علاقه
محمود?
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
