Machine transcription
جلد اول
۵۶۷
کتاب ادب القاضی
علیه و بخلاف ذلک ما یملکه السلطان لانه فوّض الیه ما یملکه وهذه المسئلة
کثیر الوقوع ویتفرع من ذلک ان المدعی لا یصلح خصماً من یدعی الملک فی الامر
(منحة الخالق) تنبیه هشتم این است که اگر مرده را وارثی نبود پس آمد دعوی کننده که دین
برآن مرده ایستاده کند قاضی وکیل بدعوی از طرف آن مرده چنانکه در کتاب ادب قضای امام
خصاف رح ذکر شده است وظاهر این مسئله امام خصاف این است که وکیل بیت المال خصم نیست
و گفت است امام رملی که واجبست مقید کردن اینحکم که وکیل بیت المال خصم نیست بآنوکیل که اگر پادشاه
او را وکیل گردانیده باشد بیکجا کردن مال بیت المال بپنگاه داشتن آن اما وقتی که پادشاه اورا وکیل مقرا
باشد باین طریقی که دعوی کند و دعوی نیز کرده شود براو شنیده می شود دعوای آن وکیل و شنیده میشود
دعوی براو و مالک می شود آن وکیل در آن وکیل بودن خود آنچیزیرا که پادشاه مالک آن است
زیرا که پادشاه سپرده است باو آنچیزی را که مالک آن بود این مسئله ایست که بسیار واقع میشود
وگرفته میشود ازین مسئله اینکه بدرستی کشت کننده زمین صلاحیت خصم شدن را ندارد برای کسی که
دعوای ملک را می کند در آنزمین بدون حاضر بودن صاحب زمین الباب الحادی
والعشرون فى مسائل شتى من كتاب القضاء وفيه ثلثة فصول الفصل الأول فيما
يجوز للإنسان ان يفعله في ملكه وفيما لا يجوزله باب بیست و یکم ثابت در بیان سطلهای
پراگنده از کتاب قضاء ودرین باب سه فصل است اول ثابت است در بیان آن تصرفیکه رواست مرانسانی
که بکند آن را در ملک خود در بیان آنکه روا نیست مر او را و اذا كان علو لرجل وسفل
لاخرفليس لصاحب السفل ان يتد فيه وتدا ولا يثقب فيه كوة عند ابي حنيفة
معناه بغير رضاء صاحب العلو وقال لا يصنع ما لا يضر بالعلو وعلى هذا الخلاف أذا ارادصات
العلو ان يبني على علوه (هدايه) او يضع عليه جذوعا او يشرع كنيفاً (فتح القدير)
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
