Machine transcription
جلد اول
۴۹۷
کتاب ادب القاضی
بآن اجاره گرفتن و زیاده کرده است آن بعض علما رحمهم الله بران مسئلهائیکه سکوت کردن بران رضاست
مسئله سکوت کردن را بکار بدعت و نویسد در دین که مخالف شرع نبوی باشد و سکوت کردن را بکار بد پس
درستیکه این سکوت کردنش رضا است بآن کار بدعت و نویسد اینستکی سکوت کرد با قادر بودن او به دور کردن
آن کار بدعت و نویسد پس این سکوت کردنش رضا است بآن کار و اگر قادر نبود به در کردن آنکار نیست او است
او را به ندانستن انکار بدل و زاد البیری ما غزلت امراة قطن او نسجت غزله
لیس له تضمینها قیمته محلوجا او مغز ولا ویعد سکوته رضی
وکذالو عجن العجین او انضج شاة فجاء انسان و خبزه او ذبحها یکون
السکوت کا لامر دلالة (رد المختار) و زیاده کرده است پیری رح بر آن مسئلهائیکه سکوت
کردن دران رضا است این مسئله را که اگر ریشید زنی پنیه مردی را و با بافت تار ریشیده مردی را
نیست بر آنمرد را که تا وان بگیر د از آنزن قیمت آن پنه را در حالتیه که محلوج قیمت کرده شود و یا در حالت
تار ریشیده شده قیمت کرده شود و سکوت کردن انمرد در وقت ریشیدن و یا بافتن رضای او
شمرده میشود بآن ریشیدن یا با فتن و همچنین حکم است اگر شخصی خمیر کرد آرد را و باز از انداخت
گوسفندی را برای ذبح کردن پس آمد مردی و نان پخت آن خمیر را و یا ذبح کرد ان گوسفندی
این سکوت کردن صاحب آرد یا گوسفند مانند امر کردن او میشود از روی دلالت حال
الباب السابع عشر فيما ينبغي للقاضي ان ياخذ
الكفيل فيه من المدعى عليه وما لا ياخذه فيه منه وفيما ينبغي له ان
يضعه على يدي عدل وما لا يضعه باب هفدهم نامت است در بیان آنجائیکه میشاید
مر قاضی را که ضامن بگیرد دران از مدعی علیه و آنجا تیکه نمیگیرد ضامن را از کنا از مدعی علیه و در بیان
انجز یکه میشاید مر قاضی را که بنهد انچیز را در دست مرد عادل و یا ننهد آن چیز را و اذا قال
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
