Machine transcription
جلد اول
کتاب ادب القاضی
از دین بود و بدرستیکه این برادرم مرده است پیش از گرفتن او چیز را ازین دین بدرستیکه بر این کسیکه
حاضر شده است لازم است و امودن این دین را بمن تا که صرف کنم انرا وارثان برادرم و بانچزیکه مرده امراکره
بدان پس قاضی بشنود دعوای او را و اول بپرسد مدعی علیه را از مردن برادرا و پس اگر مدعی علیه اقرار کرد برند
برادر مدعی متوجه میشود بر مدعی علیه طلب نمودن از طرف وصی زیرا که بدرستیکه حق طلب نمودن ثابت
بود مر مرده را و مردن او نقل کرد ان حق بسوی وصی آن مرده بعد از ان قاضی بپرسد مدعی علیه را از دین
پس اگر اقرار کند بدین در بیوقت بپرسد اورا از وصی بودن آنمد عی پس اگر بان نیز اقرار کرد امرکر میشود
بیاون مال وصی را تا که ثابت کند مدعی وصی بودن خود را بگذرانیدن کوابان ولوكان الغریم اقر بالموت
وانكر الوصاية والمال كلف المدعى اقامة البينة على الوصيه اولا فاذا ثبت الوصاية
بالبينة حينئذ يقيم البيئة على المال وكذلك اذا انكر جميع ذلك كلف لوصي اقامة البينة
على الوصاية والموت جميعا لينتصب خصما فاذا اقامها حينئذ تسمع البينة منه
على المال فلو اقام البيئة اولا على المال تم اقام البيئة على الوصاية لا تقبل بيته
على المال ويؤمر باعادتها و انكان الشهود على الوصاية والموت والمال فريقا واحدا
فاقام البينة على ذلك كله جملة قال ابو حنيفة رح لا تقبل بينته على المال ويؤمر باعادتها
(عالمگیری) و اگر دیندار اقرار کرد بمردن ان فلان ومنکر شد از وصی گردانیدن وی اندع را
و منکر شد از مال تکلیف داده شود مدعی را بگذرانیدن شاهد ان بر اثبات وصی کردن فلان اور پس وقیکه
وصی بودن او ثابت شد بگذشتن شاهدان در ینوقت شاهدان بگذراند برمال و همچنان دقتیکردیا
دار منکر شد از تمامی آن دعویهای او تکلیف داده شود وصی را بگذرانیدن شاهدان بر وصی گردانیدن
فلان او را و بر مردن انفلان یکجا برای اینکه او خصم و مدعی شود پس وقتیکه شاهدان گذرانید بران صی
کردن و مردن در یپوقت قاضی بشنود از او گذرانیدن شاهدان را بر مال پس اگر آن شخص که مدعی
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
