Machine transcription
جلد اول
۴۷۴
کتاب ادب القاضی
وصی بودنست شاهدان گذرانید در اول برمال بعد ازان شاهدان گذرانید بر وصی بودن خود قبول
نکرده میشود گواهان او برمال و امر کرده شود او را بباز گذرانیدن شاهدان بر مال و اگر شاهدان بران وصی بود
او و آمرون فلان و انتمال یک فرقه بودند پس آنشخص مدعی گذرانید شاهد انرا بر همه آن سه چیز یکبار گفته ای
امام ابو حنیفه رح که قبول کرده نمیشود شاهدان او بر مال و امر کرده میشود او را باز گذرانیدن شاهدان برمال
و اذا اقر بالوصاية والموت وانكر للمال ولم تكن للمدعى بينة وطلب من القاضي ان
يحلفه على المال اجابه القاضى اليه وان اقر بالمال والموت وانكر الوصاية كان
للقاضي ان ينصب وصيا ولو لم ينصب ليس له ان يحلفه وان اقر بالوصاية والما
وانكر الموت هل يستحلفه عليه فالجواب فيه نظير الجواب في الوارث
كذا في المحيط (عالمگیری) و وقتیکه مدعی علیه اقرار کرد بوصی بودن مدعی و مردن آنفلان و انکار کرد از مال و
حال اینکه مدعی را شاهدان نبودند بر ثابت کردن آنمال و طلب کرد از قاضی اینکه سوگند دهد مدعی علیه را برا
مال قاضی آنرا قبول کند یعنی قاضی سوگند بدهد مدعی علیه را و اگر مدعی علیه اقرار کرد بمال و مردن آنفلان منکر
شد از وصی بودن مدعی هست قاضی را که مقرر کند او را وصی و اگر مقرر نکرد قاضی وصی را نیست قاضی را
اینکه سوگند بدهد مدعی علیه را و اگر مدعی علیه اقرار کرد بمال و وصی بودن مدعی و منکر شد از مردن آنفلان
آیا قاضی سوگند بدهد آن مدعی علیه را بران انکار پس جواب درین حکم مانند جوابست که درباره وارث
فایده
در دعوی کردن وصی
یا ناظر وقف که قاضی مزدور
مزدور گرفته
بود
گفته شد همچنین آورده است در کتاب محیط ادعى الوصى والقيم ان القاضي المعزول
اجرهما مسانهة او مشاهرة كل شهر بكذا فان القاضى المولى لا ينفذ ذلك و
كذالو صدقه المعزول فان اقيمت البينة انه حال كونه قاضيا فعل ذلك قبلت
البيئة ثم ينظر ان كان قد راجر المثل واقل ينفذ وانكان اكثر ينفذ بقدر
اجر مثل عمله وابطل الزيادة وان استوفى ذلك امرد برده الزيادة على اليتيم
كذا
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
