Machine transcription
جلد اول ۳۹۴ كتاب ادب القاضی
وقتی که ضامن شد مردی از طرف مردی بهزار درم وغایب شد آن شخصی که از طرف او ضامن شده بود و دعوی
کرد آن ضامن بر طلب کننده دین اینکه بدرستیکه آن هزار درمی که ضامن شده ام بان از طرف فلان بپای
خمرست آن طلب کننده دین گفت که اینچنین نیست بلکه آن بهای غلام ست پس معتبر قول طلب کننده
دین ست پس اگر ضامن خواست اینکه بگذراند شاهدانرا بر آن طلب کننده دین بآن دعوای خود قبول
کرده نمیشود شاهدان او و آن طلب کننده دین خصم میگردد برای آن ضامن درین دعوی بخلاف آنکه
اگر خود دین دار حاضر باشد و دعوی کند باین قسم و بگذراند شاهدان را بر طلب کننده دین بر اینکه این
هزار درم که دعوی میکنی بر من از بهای خمرست زیرا که درینجا قبول کرده میشود شاهدان او بچنین ذکر
شده ست در فتاوای تاتارخانیه ادعى رجل دارا في يد رجل ان ابا هما تركها ميراثا له ولاخيه فلان
واخوه منکر دعواه وزعم انه لاشئ له من الدار فاقام المدعى بينة على دعواه وقضى له بنصف
الدار ثم رجع اخوه الى تصديقه لم يقض له بشئ فاذا جاء الغريم فثبت بعد ذلك اثبت
دينه بمحضر من الوارث ببينة وسأل القاضي ان يقضى الميت بالدار فان القاضى يقبل القضاء
فيقضى للميت بالدار كلها بالشهادة الاولى ويباع الدار ويقضى الغريم حقه من
ثمنها فان فضل شيئ من ثمنها يجعل نصفها للابن المدعى ويرد البا
على المقضى عليه بالدار ولايجعل للابن المنكر من الفضل شيئاكذا
في المحيط (عالمكيري) مردی دعوی کرد سرایی را که در دست مردی بود که بدرستیکه
پدر من مرده است این سرایر میراث گذاشته برای نو برادر من که فلان ست آن برادر ا ومنکر بود از ان دعوای او
و میگفت که بدرستیکه مرا چیزی نیست از ان سرای پس آمد مدعی گذراند شاہد انرا بران دعوای خود و قاضی حکم کرد
برای او بنصف آن سرای بعد از ان آن برادر او رجوع کرد بر استگوی کردن آند عی یعنی گفت که این سرای
میراث برای ما هر دو مانده است حکم نکند قاضی برای او بچیزی از ان سرای پس اگر صاحب دین برآمد
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
