Machine transcription
جلد اول ۳۹۸ کتاب ادب القا
بعد ازان و دین خود را ثابت کرد بگذرانیدن شاهدان بحضور وارث آن مرده و انصاحب دین مخوا
از قاضی اینکه حکم کند بان سرای برای مرده پس بدرستیگہ آن قاضی از سرگیرد اندحکم را پس حکم کند برای مرد
بتمامی آن سرای بسبب آن شاہدی اول و بفروشد آن سرایرا و ادا کند حق آنصاحب دین را
از بهای آنسرای پس اگر چیزی زیاده شد از بهای آن از ان دین نصف آن زیاده رابدهد بیدپیسری
که دعوی کرده بود و نصف باقی را رد کند بر آن شخص که حکم بروکر ده شده بآن سرای که انشخص فرخ و ابیات
و آن پسر را که منکر ست چیزی ازان زیاده ندهد چنین ذکر شده است در کتاب محیط هشام عن
محمد مع قال سألت محمداً مع عن قناة في قوم كثير فيهم الشاهد والغائب والصغير
الكبير فاقام رجل البينة على بعضهم انهم احتفروا هذه القناة في ارضه غصباً
وهم توکمشون لاتقدر بحل ان يجمعهم فا جعلتنهم و كيلا و قضيت علوم وكلهم كذا المحيط العاملي روایت کرده هشام
رحمه الله از امام محمد رحمه الله گفت هشام که پرسیدم از امام محمد دم از حکمه کاریزی که شریک باشد میان قوم
بسیار و میان آنقوم حاضر و غائب خرد و کلان باشد پس بگذراند مردی شاهدانرا بر بعضی از ان قوم مجتمع
آن قوم کنده اند این کاریز را در زمین من بغصب ایشان گروهی بسیارند که ما قادر نیستیم که ایشانرا برای
دعوی بیجا کنیم که چیست حکم این گفت امام محمد رحمة الله که میگردا نم مرا ایشان را وکیلی و حکم میکنم بر وکیل ایشان
همچنین ذکر شده است در کتاب محیط رجل باع من رجل نصف العبد بمائة دينار و اودعه نصفه
ثم غاب البائع فجاء رجل اقام البينة ان له نصف العبد فلا حصر ببينه ويرد المشتري اذا
اقام شترى البينة على ميك من البائع لان كل بايع ذوار الدنيا اذا باع نصف ببيعه الى ملك
دون ملك شريكه وظهر ان المستحق شريك البايع ولا يدع حصر في النصف للمقضوبہ بالا ستحقا
ويرد على الوديعة والمودع لا ينتصب خصما كذا في الفصول العمادية در عالمکبرى
مردی فروخت بر مردی نصف غلامی را بصد دینار وامانت نهاد نصف دیگر آن غلام را نزدار
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
