Machine transcription
۲۳۶
بقول شهود عدل لا عرفهم بالعدالة او سألت عنهم فعدلوا وعر قوابان العدل تجاوز ذلك ثم يدانو هم
فشهدوا انه فلان بن فلان بن فلان ويستقصي تعريفه فان ذكر قبيلته مع ذلك كان ابلغ د
ترك ذلك لا يضر فميكتب من غير اسم حضرة نائب عن خصم حضر معه وادعى امه دارا في بلدة كذا في محال كذا
حدودها كذالويد عي ابقال له فلان بن فلان بن فلان بعرف المدعي عليه وجه التماما و انكار كان
مشهور الايحتاج الى هذ بل يكت فلان على فلان بن فلان ولا بدان يذكرادي المدانه غاب بن
هذا البلد ويكتب وقد ثبت غيبته عندى بالبينة العادلة ثم يكتب انه اليوم مقيم بكورة كن كان
في البلد فقط (عالمگیری) واگر قاضی نمیشناخت مدعی را و آمد مدعی میگفت که من فلان بن فلان هستم بخواهدازه
گواهانر ابراینکه این مدعی فلان بن فلانست فوت نکند درآن نوشته خود که حاضر شد مدعیکه میگفت فلان بن
فلان هستم و نمیشناختم اور ا پس خواستم از و شاهدانر باثبات آن گفته او و نویسد که شاهد نزا وسب انباز
و چهره ایشانرا و جایهای سکونت ایشانرا اگر نوشت آن جاها و نسب و چهره و جایهای سکونت ایشان
بهترست تم اگر ذکرنکردنا مهاء و نسب های ایشانرا و اکتفا کرد باین قول که شاهدان عادل بودند و شناختیم اینا
بعادل بودن یا نوشت که پرسیدم از حال عادل بودن شاهدان پس عادل کرده شدند ایشان و شناختند
ایشان عادل بودن روامیشود این سیندگی باینقدر بعد ازان بنویسد آن قاضی نویسنده بعد ازان
شاهد سی دادند آن شاهدان که آمد مدعی فلان بن فلان بن فلانست و بسیار مبالغه کند در تعرضا
پس اگر ذکر کند قبیله آن مدعی را باین چیز ناکه ذکر شد میشود زیاده تر در تعریف او و اگر ترک کند ذکر قبیله
اور اضر رنمیرساند در تعریف او بعد ازان بنویسد که حاضر شد این مدعی بی خصم که حاضر کرده باشد
آن خصم را فی نایب از طرف خصم خود که حاضر شده باشد با او و دعوی کرد این مدعی برام غوی مسلولی
که در فلان شهرست در فلان محله که حد و د آن چنین است و آن سرای در دست مردیست
که گفته میشود اور ا فلان بن فلان بن فلان تعریف کند آن قاضی نویسنده آن مدعی علیه
ذالك
ان
علي
عبد الكريم
ه عبد الله
عبد القيم
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
