Machine transcription
جلد اول ۱۹۵ کتاب النفقات
نفقه کن بر اصول خود یعنی پدر و پدر کلان و مادر و مادر کلان بائین جمع آورده باشد از نفقه کردن
بر فروع خود یعنی پسر و پسر پسر و دختر و دختر دختر پس درین صورت بند می کرد میشود
از جهت نفقه نکردن مرایشان رط چنانکه در کتاب بحر رایق ذکر شده است اعلم أن
نفقة الزوجة لا تصير دينا على الزوج الا بالقضاء او الرضا فاذ امضت مدة قبل القضا
او الرضاء سقطت عنه والمراد بالمدة شهر فاكثر وكذا نفقة الولد الصغير الفقير بن الاقا
والبالغ الزمن الفقير فانه في معنى الصغير رحجة الخالق واما نفقة ساير لا قارب
فانها تسقط بالمضى ولو بعد القضاء او الرضاء الا اذا كانت مستدائة با مرقاض
تسقط بالمضى رده المحتار بخلاف الذين حيث لا يسقط بمضى الزمان فافتى قاضی
هذا حکم فقررات شتی مجلس ربعنی بدانکه نفقه زن دین نمیکرد در شوهر او مگر حکم قاضی یا برضای شوم
و زن پس وقتیکه مدتی گذشت پیش از حکم کردن قاضی بمقرر می نفقه او و یا پیش از رضا
شوهر و زن او ساقط میشود آن نفقه از شوهر و مراد به مدتی گذشته یکماه و زیاده از یکماه است و همچنین
حکم است در نفقه ولد صغیر ناتوان او در نفقه ولد بالغ او که جای مانده و ناتوان باشد پس بدرستیکه پسر بالغ جا
مانده و ناتوان در سنز صغیر نابالغ است اما نفقه دیگر خویشان که نفقه ایشان بر ولادهم باشد پس بدرستیکه بهین نفقه
ساقط میشود بگذشتن زمانه آن کرچه گذشتن مده آن بعد از حکم قاضی و یا رضای آن شخص باشد که نفقه
ایشان بر او لازم است مگر ساقط نمیکرد و وقتیکه آن نفقه دین گرفته شده باشد بجهت نفقه کردن یا
قاضی پس در ینصورت ساقط نمیشود بگذشتن مده آن بخلاف دین دیگر غیر از نفقه زیر که دین بگذشتن دستا
نمیشود پس نفقه و دین جدا شدند در این حکم ساقط شدن پس جایزه ندر حق بندی کردن و اذا عجز المحبوس
عن نفقة المرأة ليس لها ان تطالبه بالنفقة ولكنها تستدين على التزوج با مرفقاض ليعصام و قاضی بندی
عاجز شد از نفقه دادن زن خود نیست آنزن را که طلب کند از او نفقه را ولیکن آنزن دین میگیرد برشوهر خود از دیگری بامر قان
مقام
الاقار بالضم
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
