BrowseGhazalīyāt-i Mirzā Bīdil → page 81

Page 81

Ghazalīyāt-i Mirzā Bīdil · pages 1–241


Page image — the source of record

Scanned page 81 of Ghazalīyāt-i Mirzā Bīdil

Machine transcription

حرف التاء غزلیات میرزا بیدل علیه الرحمه صحیفه ۷۸ چو صبحم دماغ می آشام نیست نفس میکشم فرصت جام نیست روم زنده گی مایهٔ جانکنیست حق خود ادا میکنم وام نیست تبسم محنماء غفل کردن است دران پشه جز مغز بادام نیست بهر جا برد شوق میوقفه باش نفس قاصدا یم پیغام نیست جنون در دل از بیخودی قدر دید هوا هیست در خانه وبام نیست غبار حبد خونبها داشت است کزین بزم جزفتنه از احرام نیست مپرسید از دل که ما کیستیم نشان میدهد آئینه نام نیست دل از ربط فقر وغنا جمع دار شب و روز با یکد گر رام نیست تلاش جهان چشم پوشید نیست سحر نیز تا شام جز شام نیست دو بال است از بیضه تا اشیان کمین بر افشاندن آرام نیست چو زنجیر پیوند هم یکسلیم تعلق فغان میکند دام نیست در آتش فکن (بیدل) این رتبت و هم تو افسرده کار کی خام نیست چولاله پتو نزدی رنك اعتبارم سوخت خزان بپناه فنا داد و نو بهارم سوخت ز هر ده ك نگهم داغ شد چو شمع خموش در انتظار تو سامان انتظارم سوخت هجوم حیرت آینه‌ام چو پر طاوس هزار رنك طبش در دل غبارم سوخت غبار تربت پروانه میدهد آواز که میتوان نفسی بر سر مزارم سوخت قشد که شعلهٔ من نیز بی غبار شود صفای آئینه وحشت شرارم سوخت بعشق نیز از کرده شرم تا کردیم عرق فشان این شعله خاکثارم سوخت صبا مبین بغبار فسرده ام دامن دماغ حسرت رقصی که من دارم سوخت چو برق آئینه امتیاز هستی من ز خوابگاه عدم تامری بزارم سوخت رنجش نیارم ای ناخدا چه می‌پرسی فلك كشيد ز گرداب وبر کنارم سوخت هزار رخنه ز خاکسترم بر افشا تست کدام شعله باین رنك بیقرارم سوخت شهید ناز تو پروانه کرد عالم را چرا نسوخت چراغیکه در مزارم سوخت فلك بيافت علاج كدورتم ( بیدل ) نفس بسینه ابندشت از غبارم سوخت چون حباب آینه ما از خموشی روشن است آب هم سان چراغ ما این راز و قن است باد آزادیست گلزار اسیران قفس زنده گی کز عشریق دار دامیه مردن است تیره روزان بر نمی آینداز لبیض عاجزی همچو کیسو سایه را افتادگی جزوفن است عیب پوشی است در سیم تجرد پیشه گان لختی این سوزن ما بخیهٔ پیراهن است سرنمی تابم ز برق فتنه نادارم دلی موج آتش جوهر آئینهٔ داغ منست اطلس افلاک پیش قد پردهٔ چشمی نبود چون نگه عریانیم از تنگی پیراهن است نیست از عشق امیدم فکر خویش افتاده ام غنچه کار در گریبانست یاد دامن است واصلانرا سرمه میباشد غبار خاکمان چشم ماهی از سواد موج در یادوشن است لا له سان از حيرت حال دل پر خون مپرس داغ چندین کاهشم آئینه دار گلشن است حلقهٔ گرداب غیر از بچش امواج نیست عقده کاریکه من دارم هجوم ناخن است ای ژنتج مرگ غافل بر نفس چندین مناز پست جز نقش حباب آبیم که موض کردن است سجده در با (بیدل) از موج زدن گردن زدن پشت دست خودبدندان ندامت کاشتن است چون حبابم الفت و هم بقا زنجیر پاست خانه بردوش طبیعت را هوا زنجیر پاست در گرفتاریست عیش دل که مجنون ترا مطرب ساز طرب کو بیست تا زنجیر پاست چون کنم جولان بکام دل که با چندین طلب از ضعیفها چو اشکم نقش پا زنجیر پاست طاقتی کو تا کنی سر منزلی کرد بدست هر کجا رفتیم سعی نارسا زنجیر پاست مرغ را کسب هنر دام ره آزاده کیست موج جوهر آب جوی تیغ را زنجیر پاست بی تامل از مزار ما شهیدان نگذری خاک ما دامنکیر ما پیش از حنا زنجیر پاست خط پشت لب جو از ونیست بی تسخیر حسن معنی آزادیست اما سطرها زنجیر پاست ماز کوری اینقدر در بندرهبر مانده ایم چشم اگر بینا بود برد کف عصا زنجیر پاست خاکساری نیز مارا مانع و ارسنگیست تا بود لختی بجا از بوریا زنجیر پاست قید هستی ناشده روشن جنون موهوم بود آنکه ما را کرد با ما آشنا زنجیر پاست بر بساط پایه و هم آنقدر تمکین مچین ساختت را سایه بال هما زنجیر پاست عالم در جستجوی دهتست از خود رفته است میروم من هم به پیم تا کجا زنجیر پاست تخم دان اول قدم زین عرصه بیرون تا خشد ای جنون زنجیرک ما راهوش ما زنجیر پاست ( بیدل ) از توحید دلصد تا کل این کارخان مقصد ما طوق گردن مدعا زنجیر پاست چون حبابم شیشهٔ دل هر کجا خواهد شکست آب و ای محفل امکان صدا خواهد شکست ناتوانی کزبان سامان بساط آرا شود نالس طرف کلاه از رنگ ما خواهد شکست سعی افشر کزسر مارا رسوا وا داشت آبله در دامن تسلیم با خواهد شکست صبر کن ای شیشهٔ سنک جفای محتسب گردن این دشمن عشرت خدا خواهد شکست از تعصب جاهلان دین هدارا دشمن اند عاقبت در جنك این کوران عصا خواهد شکست فصل کل ارباب تقوی را ز مستی چاره نیست توبه موج باده خواهد گشت یا خواهد شکست از تلاش ناتوانان حکم جرات برده اند رنك ما گر بشکند خود را کجا خواهد شکست بر هوسهای امل مغرور جمعیت مباش عمر معشوقیست و پیمان وفا خواهد شکست سخت دشوار است منع وحشت آزادگان سرمه گردو کوه اگر رنك صدا خواهد شکست دور گردون کریام ما نگردد گو مگرد ناامیدی هم خمار مدعا خواهد شکست برك كل ظالم است اگر خواهی در آتش داشقن دست بر حون میزن رنگ حنا خواهد شکست ماما بید شکیب توبه ( بیدل ) زنده ایم سخت بیعزتیست کز پیمار ما خواهد شکست چون سپند آرام جسم دردم کم ناله است برق جولانی که خواهد سوختنم کم ناله است صد کر بیان نسخهٔ رسوائیم اما هنوز يك الف از انتخاب مشق چاکم ناله است از علف داران باسم کار اقبالی بلند کز سمك تا عالم اوج سیا کم ناله است کس نمیفهمد زبان خا کبار یهای من ورنه هر گردیکه میخیزد زخا کم ناله است از گداز عاقبت اشکی برون جوشیده ام بادهٔ درد دلم بر کهای کاکم ناله است تا نفس بر خویش ماند پاس عریان میشود سوخت صد پیرهن سامان چاکم ناله است کش بد آموز تراکت فیض الفت مباد عاشقی هم پیتو از بهر هلا کم ناله است كم شدم از خویش و تحريك دلم آ وازم نداد این جرس(بیدل)نمیدانم چرا کم ناله است چون سایه بسکه کلفت غفلت سرشت ماست بخت سیاه نامهٔ اعمال زشت ماست گردون بفکر آفت ما کم فتاده است مانند حم همیشه سرما و خشت ماست چون غنچه در کمین بهاری نشسته ایم چاکی اگر دمد ز گریبان بهشت ماست در سینه دل بضبط نفس آب کرده ایم ناقوس از ستم زد های کمشت ماست سودای طره ات ز سر ما نمی رود چون شعله دود دل رقم سرنوشت ماست تهمت مبند بیدل بر دوش و هر قسیم خارو گل بساط جهان خوبم وزشت ماست اشی زالفت مزه دار کرفته ایم همداله که ریشه ندارد ز کشت ماست پوشیده نیست جوهر نظاره مشربان آئینه خطی از دل حیرت سرشت ماست ( بیدل ) بنای ریختهٔ درد الفتيم گرد جفاو داغ الم خاک و خشت ماست چون سحر طومار چاکسینه‌ام واکردنیست آرزو دستوری دارد که رسوا کردنیست چون حبابم داغ دارد حیرت تکلیف شوق دیده محروم شکاه و سیر دریا کرد نیست از نفس دزد بدن عمری بکام غافل مباش دامن پیجیده دارم که صحرا کرد نیست بیشم پیو ده گرد عار سوی اعتبار مشت خاکی دارم و بادمرد با کرد نیست

Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.


Cite this page
Ghazalīyāt-i Mirzā Bīdil, page 81. Afghanistan Digital Library, New York University Libraries. Machine-transcribed text: Afghan Press Archive, https://afghanpress.org/book/adl0015/81 (accessed [date]).
Permalink
https://afghanpress.org/book/adl0015/81
Machine-readable
JSON · IIIF manifest · Canvas
Source
Afghanistan Digital Library record