Machine transcription
جلد دوم ۷۴ کتاب الشهادة
ومدعی علیه وآن چیزی که شاهدی بآن داده میشود اگر آن چیز مال معلوم بود درین صورت
در ین وقت هیچ حاجت نیست بذکر کردن نسب مدعیله زیرا که اشارت با و کرده میشود
پس هیچ حاجت نیست بذکر کردن نام او و نام پدر او پس ذکر کردن نام پدر کلان بهتر است
باینکه حاجت بذکر آن نشود وان علی غائب كما في نقل الشهادة اوميت فلا
يقولها من نسبته الى جده فلا يكفى ذكر اسمه واسم ابيه وصناعته الا اذا
كان يعرف بها اى بالصناعة لا محالة بان لا يشاركه في المصر غيره فلوقضى
بلاذكر الجد نفذ فالمعتبر التعريف لا تكثير الحروف حتى لو عرف باسمه فقط
او بلقبه وحده كفى جامع الفصولين والملتقط در مختار و اگر شاهدی بر غایب
باشد چنانکه در صورت نقل شاهدی که شخص قاضی شاہدی می مید هند بر غایب قاضی قاضی دیگر
شاہدی ایشانرا نوشته میکند و یا شاهدی بر مرده باشد پس ناچار یست در قبول شدن گواہی
را از نسبت کردن آن غایب یا ان مرده بپدر کلان او چنانکه بگوید شاهد که فلان پسر فلان
پرفلان پسر کلانی نیست درین گواهی ذکر کردن نام آن غایب یا آن مرده و نام پدر
ایشان و پیشه ایشان مکہ کافی میشود ذکر کردن پیشه اگر آن غایب یا آن مرده البته شناخته
میشد بآن پیشه چنانکه کسی در ان پیشه شریک نبود او را در ان شهری که میباشند پس در بیصور
اگر قاضی حکم کند بدون ذکر کردن پدر کلان ایشان نافذ و جایز میشود حکم او پس معتبر
معلوم کردن شخصی است که شاهدی بر او داده میشود نه بسیار کردن حرفها و لفظها با آه
اگر شناخته میشد آن غایب یا آن مرده فقط بنام خود یا تنها بلقب خود کافی است
آن نام یا لقب در قبول شدن گواهی همچنین ذکر شده است در کتاب جامع الفصولین
و کتاب ملتقط وكذا بصفته كالا فتے به فى الجامدية فيمن يشهد ان المرأة التي
فایده
اگر شاهدی بر شخصی غایب
باشد ناچاریست شاهد را
که نسبت او را بپدر
او کند
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
