Machine transcription
جلد دوم ۴۴۹ کتاب الشهادة
گواهان گواهی بدهند که این مال از مورث این مدعی بود میراث گذاشته است آنرا
برای او و نگفتند شاهدان این را که نمیدانیم مر آن مرده را وارثی بجز مدعی پسر اگر
آن مدعی از جمله آن وارثان بود که در یک حال ازان مرده میراث می برد و در دیگر حال
میراث نمی برد حکم کند قاضی برای او از جهت احتمال صاحب حق نا بودن او یا اینکه
مدعی ازان وارثان بود که بهر حال میراث ازان مرده می برد پس درین صورت
قاضی احتیاط کند و انتظار کند زمانه تا ظاهر شود که آیا مر آن مرده را وارثی دیگر بجز مدعی است
یا نه بعد ازان حکم کند قاضی همه مال برای آن مدعی و اگر مدعی ازان وارثان بود که حصه او
در حالها و تقدیرها مختلف میشد حکم کند قاضی کمترین حصه او پس در باره شوهر حکم کند
بچهارم حصه مال و درباره زن مرده حکم کند بهشتم حصه مال مگر حکم نکنند قاضی بکمترین
حصه این چنین وارث وقتیکه گواهان در گواهی خود بگویند که نمیدانیم آن مرده را
وارثی بجز این مدعی وقد علو بما مران الوارث ان كان
ممن يحجب حجب حرمان فذكرهذا
الشرط لاصل القضاء وان كان ممن
قد يحجب حجب نقصان فذكره شرط للقضاء
بالاكثر وان كان وارثا دائما ولا ينقص بغيره فذكره
شرط للقضاء حالا بدون تلوم (رد المحتار) و تحقیق معلوم شد
ازان بیانی که گذشت اینکه بدرستی وارث اگر از آن وارثانی بود که
از میراث گاه گاه منع میشد منع شدن محرومی یعنی بودن دیگر وارث
محروم میشد از میراث پس ذکر این شرط یعنی این گفته شاهد که نمیدانم
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
