Machine transcription
جلد دوم
۴۵۰
کتاب الشهادة
مر مرده را وارثی غیر ازین مدعی برای اصل حکم قاضی ست واگر ازان وارثانی بود
که از میراث منع میشد بمنع شدن نقصان یعنی بودن دیگر وارث حصه او ناقص میشد
پس ذکر این شرط برای حکم نمودن قاضی ست با فروترین حصه ای او واگر آن
وارث همیشه وارث بود که حصه او بسبب وارث دیگر ساقط یا کم نمیشد پس ذکر این
شرط برای در حال حکم کردن قاضی ست بی انتظار کردن او وفى الاقضية شهدا
بانه جدالمیت وقضى له به ثم جاء الخرادعى انه ابو الميت وبرهن فالثانى
بالميراث احق ويجعل الجدا بالهذا الذى ادعى الابوة فان قال الاب
للقاضى ان هذا الذى اقام البيئة انه جدليس بابلى
فره باعادة البيئة فالقاضى لايكلفه كذا في المحيط (عالمكيرى)
و در کتاب قضیه گفته است که دو شاهد گواهی دادند باینکه بدرستی این شخص پدر کلان
مرده ست و قاضی حکم کرد برای او بمیراث بعد ازان مرد دیگر آمد و دعوی کرد که
بدرستی پدر مرده ام و گذرانید شاهدان را پس مدعی دوم که پدر مرده ست سزاوار
ترست بمیراث آن مرده و آن پدر کلان مرده پدر کردانیده میشود مراین کسی را که
دعوی کرده ست پدر بودن را پس اگر آن پدر مرده گفت مر قاضی را که بدرستی
این شخص که گذرانیده ست شاهدان را باینکه پدہ کلان مرده ست پدر مر نیست
پس امر کن او را بباز گذرانیدن شاهدان پس قاضی تکلیف نکند برا و بباز
گذرانیدن شاهدان همچنین ذکر شده ست در کتاب محیط ولوشهد
ان قاضى بلد كذا قضى بانه وارث الميت ولا وارث
غيره قضى بارته لا بالنسب بين او لا فلو بين وبرهن الخ
عجز
با مرده تیر
میراث نمیکند شر
هداية
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
