Machine transcription
(۹۰)
(جلد اول) (ذکر وقایع زمان سلطنت اعلیحضرت شاه محمود) (سراج التواريخ)
گشت و ازین فتح قرائیان را قوت و مکنتی حاصل گشته کمی نزد حاجی فیروز الدین فرستاده بتسخیر مشهد دعوتش کردند واو باستدعای آنها مدد خان نائب هرات را باحاجی آقاخان وزیر خود و دوست محمد خان درانی بالشگری بفرستاد وباك زحاتی مضافات غوریان و جام و باخرز را بتصرف آورد و اعیان وبزرگان آن محال را کوچ داده در هرات نشیمن داد و میرزا عبدالکریم مستوفی فرستادۀ شهزاده محمد ولی میرزا را بی نیل مقصود رخصت مراجعت مشهد فرمود و میرزا صادق وقایع نگار فرستادۀ شاه قاجار را بزندان مقید ساخته حرمتش را باضطراب انداخت چنانچه شهزاده محمدولی میرزا را از حکومت مشهد عزل کرده شهزاده حسن علی میرزا را مأمور حکومت آنجا نمود واو در روز هفدهم محرم سنه ۱۲۲۲ هزار و دویست و سی و دوی هجری وارد مشهد شده کار خراسان را نظم و نسق داده راست کرد و حاجی فیروز الدین نیز طریق آشتی پیش گرفته شهزاده ملك قاسم پسر خود را از غوریان بهرات خواسته عبدالرشید خان را که قبل ازین چنانچه مذکور شد نزد شاه ایران فرستاده بود از راه نهفت در مهند فرستاد و میرزا محمد صادق وقایع نگار را بعد از حبس نه ماه رها داده و خلعت نیز عطا کرده بافرستادۀ مذکور خویش همراه روانه ساخت.
ذکر توجه
شاه محمود
جانب لاهور
(ذکر توجه اعلیحضرت شاه محمود باوزیر فتح خان جانب لاهور)
بعزم تنبیه رنجیت سنگهه
چون وزیر فتح خان بقراری که مذکور گشت از لشکر رنجیت سنگهه هزیمت یافته وارد کابل شد شاه محمود ترتیب عسکر و تهیه اسباب سفر کرده در سال ۱۲۲۲ هزار و دویست و سی و دوی هجری باوزیرفتح خان از کابل جانب لاهور رهسپر گشت و رنجیت سنگهه نیز افواج خویش را آراسته بمرام سنگهه و شاه شجاع که هر دو تن با مر او باراده تسخیر پشاور
(۱) سدید
یعنی راست
و محکم
و استوار
در راولپندی چنانچه رقم گشت اقامه داشتند از راه مدافعه اسب رانده یکنار نهراتک لشکر گاه ساخت و سنگرسدیدی (۱) پرداخت و شاه محمود باوزیر فتح خان چندی در مقابل او اقام[؟] نریده آخرالامر بسبب نا توانی عبور از نهراتک فسخ عزم کرد و از راه جپال روی بسوی درجات نهاده مالیات سند و ماتان را از حکام آنجا وصول نمود و در هر یکی از ولایات یکی از برادران وزیر فتح خان مأمور حکومت شده بپشاور ووزیر بکابل مراجعت کردند و رنجیت سنگهه نیز جانب لاهور معاودت کرده رام سنگهه را باشاه شجاع بقرار سابق در راولپندی گذاشت و شبی رام سنگهه دزدان را بقتل شاه شجاع گماشته سی پاچهل تن دزد با مشعلهای افروخته داخل خوابگاه او شدند و شاه سراسیمه از خواب برجسته دزد را که چراغ بکف داشت سبك برداشته بزمین زد و آواز داد که ایشانرا نگیرید چنانچه الله داد خان پیشخدمت از دیگر پاسبانان سبقت کرده یکنفر دیگر از دزدان را بچست برزمین زد و دیگر دزدان بروی حمله کرده هر قدر به پشت و پهلوی او زخم زدند دزد را که گرفته بود از چنك رها نداد تا که دیگر خدمه در رسیده آن دزد گرفتار شده را دست در عقب بسته نزد شاه آوردند و پس از پرسش حال مكشوف افتاد که دزدان را رام سنگهه بقتل شاه و غارت کردن مالش برانگیخته است بنابران شاه آن دزد را با الله داد خان پیشخدمت نزد رام سنگهه فرستاده صورت واقعه بپرداخت و او در پناه داد آن شب چیزی وجه نقد باسم انعام با الله داد خان داده و اضافه تر از وجه انعام او برسم خیرات نزد شاه شجاع روانه کرد و هم خودش حاضر شده عذر خواست و انکار نمود که ازین معامله آگاهی ندارم وسوگندهای غلیظ و شدید یاد کرد و شاه بجز از سکوت چیزی نفرمود و بعد از مخادعه شاه بآهنگ آنکه حرم محترمش را روانه لاهور نماید چون بارکش وراحه نداشت چیزی از اسباب فراشخانه را در راولپندی گذاشته خیمه ها را جهت ملاحظه امر برپا کردن نمود که بقدر ضرورت واندازه بارگیری موجودیده گزیده بردارد در ینوقت كرك سنگهه از راه ملاقات نزد شاه آمده خیمۀ الماس گرد و شاه از سخاوتی که داشت خیمۀ موسوم بکلا بانوتی در نیمه مرصع کار را با اسباب و فروش ایرانی و کار چوبی و ظروف و غیره ما يتعلق بها بوی بخشود و پس از انکه سرادقات حرم محترمش روانه لاهور شدند روزی رام سنگهه و كرك سنگهه با هم نزد شاه شده تکلیف برفتن لاهورش کرده گفتند که ما با مر رنجیت سنگهه عازم لاهوریم شاه نیز باید
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
