Machine transcription
( ۸۹۱ )
(جلد سوم ) ( شرح سلطنت اعلیحضرت امیر عبد الرحمن خان ) (سراج التواریخ)
کثیره وعطای خلاع وافره فاخره کامران لعت ورزیده سر از جیب تمرد کشیده اند همه مکافات آنست که میران
و بزرگان هزاره هرچه میخواستند از زیردستان خود گرفته و دختران و پسران ایشانرا فروخته صرف دوکان
خسارت شعار میکردند ودولت دست اذیت و آزار ایشانرا از ارتکاب قبایح افعال وذمایم اعمال بازداشته ایشان
ترك عادت را مرض مهلك دانسته آغاز فتنه وفساد کردند باری اگر از راه انابت پیش آیند انشاء الله مشمول
عواطف خسروی شوند والا کیفر کردار خود را دیده بقتل وتاراج روند ومردم هزاره بمضمون اینکه بسیه
دل چه سود گفتن وعظ نرود میخ آهنین در سنك در پاسخ این منشور موعظت و مرحمت دستور که میبایست بخامه
ضراعت الزاماً (۱) انابت بصفحة اطاعت الفاظ و مضامین معذرت ننگاشته عفو تقصیر میخواستند از جهالت وضلالت
لوله آن کرده در مقابل پادشاه کامیاب و رحمت خداست بمقام مناظره و مکابره بر آمده به بنان تمرد وقلم تحمر (۲) عریضه
نوشته ارسال پایه سریر سلطنت داشتند که فرمایش حضرت والا سراپا صحیح و برجا ومطابق واقع است اما حکام
وقضاة وعمال وضباط با افسران سپاه نظام که در هر موضع و مقام بوده و هستند مال وخون وزن وفرزند هزاره
را بباعث آنکه شیعه اثنا عشریه میباشند حلال دانسته وایشان را کافر پنداشته در سفك دماء واسر نساء وتاراج
مال ومتاع ایشان در یغ را جایز نمیشمارند چنانچه در اوایل حال حضرت والا در مطیع ومنقاد ساختن طوایفیکه
از اجداد و آباء سر بر خط فرمان نداشتند تصمیم حتمی کرده سردار عبدالقدوس خان را باقلیل از سپاه مأمور فرمودند
و مردم دای زنگی و دای کندی باهزار دایه و دهمالستان و بيا غوری وهزین و دای چوپان بامر دار مغزی الیه کمر خدمت
بچست بسته راه غیبه و تهدید برگرفته کوششهـا کردند تا که ازفرامین اندر زآگین حضرت والا و نصیحت سیدان و بزرگان
خود اینطوایف هزاره و از جود وسخنی که ازطوایف از بزرگان خویش دیده و شنیده بودند اطاعت پادشاه را
بر طبق امر خداوند و رسول قبول کردند و بدون جنك و پرخاش سر برخط فرمان نهاده وقلاع خود را خراب کرده اسلحه
حرب را تمام بدولت سپردند و آنگاه که سپاه نظام در اندرون ملك مقام گزیدند همان دختران و پسرانیرا که
حضرت والا از فروختن باز داشته قدغن کرده بود بدون خریدن ومبادله بن خود روا کراه متصرف شدند و بدان
اکتفا نکرده زنان شوهردار را در آغوش خویش کشیدند و ما بمردم از مشاهده اینحالت پس از اطاعت بغاوت
ورزیده کردیم هر چه کردند و دیدیم هر چه دیدند تا که بمکافات کردار خویش رسیدند و از جانب دیگر علمای ملت در
وقت طغیان و بغاوت آنمردم تفریق مصلح را از مفسد و معاهدرا از معاند نکرده حکم کفر بر عموم هزاره کرده
در تمامت ولایات افغار اشتهارات نموده جدال را با مردم هزاره ملی و جهاد قراردادند سپس
حکم در کابل فرستادن سادات و کر بلائیان وزواران از پیشگاه سریر سلطنت شرف نفاذ یافته
ایشانرا در تصور هلاك و دمار انداخت چنانچه خود را کشته و مال وعیال خود را در محل خوف تاراج و اسیری پنداشته
سر برداشتند که بهیچ صورت رفع این شبهت را بدون تن بمرك دادن نتوانند و هر کز سر بر خط فرمان نخواهند
نهند وحضرت والا پس از وصول اینعریضه آن کروه ظلوم جهول جنرال شیر محمد خان مقیم ارزکان و کرنیل
فرهادخان مقیم میرآدینه و کپدان عبدالصمدخان مقیم کیزاب وکپدان فتح محمد خان مقیم هجرستان و کپدان
محمد حسن خان مقیم سنگماشه جاغوری و کپدان غلام حیدر خان مقیم آشکازآباد را که بافواج قاهره و توپخانه
در مواضع مذ کوره اقامت داشتند فرامین جدا گانه ارسال داشته از مأمور و رهسپار کردیدن عساکر منصوره
کابل و ترکستان و هرات و قندهار و غزنین آگهی داده رقم فرمود که چون حضرت والا از بغاوت هزاره دای زنگی
ودای کندی آگاه کشته ایشانرا امر کرده بود که آماده قتال بوده مترصد حکم ثانی باشند اکنون که آنمردم
راه راست اطاعت را کم کرده و از اندرز و نصیحت رو برتافته جانب صحرای غوایت شتافته فرامین موعظت
آکین را که از طریق اتمام حجت ارسال شده بودند نپذیرفته بروایت لازم و متحتم گردانیدند که دمار از روز کار
ایشان بر آرد و کیفر کار ایشانرا چنانچه باید بروی روز کار ایشان نهد فلهذا از مواضع اقامت خود روی
بتدمیربـوی آنگروه شریر نهاده کوشمالی بسزا دهند چنانچه ایشان پس از یننو وصول افکندن این منشور بکار
نقل عريضة
مردم هزاره
که در پاسخ
نگاشته دادند
(۱)
نامه دولت
(۲) بتعمر
پلنگی نمودن
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
