Machine transcription
(۸۹۰)
(جلد سوم) (شرح سلطنت اعليحضرت امير عبد الرحمن خان) (سراج التواريخ)
مورد الطاف
شاهانه شدن
غلام رضا
بيك هزاره
فتنه
بر انگیختن
ميران متمرد
عموم هزاره
دای زنگی
ودای كندی
را
نقل منشور
نصیحت
دستوريكه
بنام مردم
هزاره شرف
صدور یافت
محمد حسن خان مموزائی و عبد الحكيم خان لہو كردى و عبد الجبار خان توپ ريز وسيف الدینخان چهار دهى كابل و
پیر محمد خان رساله دار و موسى خان كبطان و عبد الرؤف خان پیشخدمت وضياء ولی خان رساله دار وغلام
محي الدینخان بن سردار سعيد محمد خان و محمد عمر خان كرنيل قوم الكوزائی و گل محمد خان فوفل زائى واحمد خان
پیشخدمت و شير احمد خان و محمد عمر خان پسران صاحب داد خان و تاج محمد خان كپتان ومنصور خان كپتان و
نیاز محمد خان ومیرزا حسین خان کپتانان و كهندلخان الكوزائی و شجاع خان و محمد شريف خان ومهر دلخان وعادل
خان وخدا بر حم خان و محمد اسلم خان و ارس خان وزوجة ايشيك آقاسی محمد اکبر خان وزوجة محمدا كرم خان بن
ايشيك آقاسی شیر دلخان مرحوم و دوتن زنان محمد عمر خان بن ايشيك آقاسی مذكور مفقود یكی دختر عطا محمد خان
دیكری دختر سید حسن ايل بيگی را كه بد خواه دولت بودند حكم اخراج صادر گرديده ميرزا محمد حسين خان
وميرزا عبد الرؤف خان كوتوالان كابل را فرمان شد که از کابل وقندهار جانب راولپندی اخراج كنند چنانچه
آندوتن بكار پرداخته يكي را از پی ديكری اخراج كردند تا بواسطه ایشان سردار محمد ایوبخان از راه خفا
مردم افغانستان را بخود مايل نكرده فتنه بر نينگيزد ومقارن اينحال مير غلام رضا بيك بن اسمعيل خان خلج
قيره خدا بنده سلطان با چند تن از بزرگان مردم تیزاب که خدمات شایسته نسبت بدولت بتقديع رسانیده بودند
چون درویش علیخان وشیر محمد خان وحاجی ملا محمود خان و قنبر علیخان و عباس خان و علی عمران خان ورضا بخش
خان وشكور خان وخدا داد و کیلی كه از دیرگاه با نامهای تصدیق خدمت بمواهر حکمران قندهار وافسران عساكر
نصرت مآثر بعزم زیارت سده علیای سلطنت معدلت آثار در کابل آمده بودند شرفیاب بازگردیده بخلع فاخره
سرافراز وممتاز گشته از حضور انور والا رخصت مراجعت حاصل كرده باز گشتند وحکمران غزنين وجنرال
شیر محمد خان مقیم ارزگان را فرمان رفت كه ایشانرا بعزت واحترام يك بديكر رسانیده واصل منزل ومقام
شان كنند و در پایان کار چنانچه بیاید بدون غلام رضابيك اراضی وعقار همه را ايشنك آقاسی دوست محمد خان
وعبدالشكور خان بن قاضی سعد الدینخان حكمران هرات بمردم مهاجر وناقل افغان دادند وازالفسوى ميران متمرده
هزاره دای زنگی و دای کندی که محمد رحیم خان حاکم تیزاب وقاضی سر بلند خان را با پیادگان ساخلو چنانچه
گذشت كرفتار ساخته و چند قطعه انز قرا ميكه بنام حكام وقضاة وعمال هزارجات در باب کابل فرستادن ميران
و ميرزادگان وسيدان وكربلائيان و كد خدایان وزواران هزاره شرف صدور یافته بودند از نزد هم دوتن حاكم
وقاضی كرفتار شده بدست آوردند و بمردمیكه با اینوقت خدمت دولت را کرده وهوای تمرد بسر نداشتند نموده
همه را بفتنه برانگیختند و ماجرا از عریضه یعقوب بيك پسر مير محمد حسن بيك سر جنگل كه هواخواه دولت
بود بعالی رای والا شده در روز شانزدهم مذکور ماه شوال که بر گه امیر محمد خان بعزم دمار اشرار هزاره از
کابل براه افتاد عموم هزاره دای زنگی ودای كندی و بهسود را منشور اندرز تأثير عديله جداگانه شرف نفاذ
و حتم ارسال یافت كه حضرت والا با مردم هزاره عداوت نداشته و ندارد اگر چنانچه خصومت میداشت در دمیکه
رونق افزای تخت آبای خودشد و مردم افغانستان که از تعصب مذهبی کمر بقل هزاره بسته بود میبایست همت
بر قلع و قمع هزاره کاشته از آنروز تا حال احدی را در مملکت نمیگذاشت و چون چنین نبود سعی در هم خواری
و بردباری اینقوم نموده از روز جلوس برسریر میمنت مأنوس خریدن و فروختن پسران و دختران ایشانرا منع
و قدغن فرمود ومسلمان واهل قبله دانسته در حمایت ایشان جدو جهد بكار برد تا كه مردم ارزگان و هجرستان وزاولی
و سلطان احمد و مير آدينه و پشه و شيرداغ وقلندر وشوی و بوباش وسه پای پس از اطاعت وانقیاد تمرد و سرکشی
کرده بازسر برخط فرمان نهاده از یکسال است که مطیع و منقاد شده اند پس اگر چنان می بود که ایشان دانسته اند
ميبايست بعد از حصول فتح دمار از روز کار ایشان بر آورده یكی را زنده نمیگذاشت وحال آنکه همه را بقهر وقسر
و تغلب در تحت فرمان آورده امان جان داد چنانچه همه مشغول امور زیست و زندگی ومواظب رعیتی و فرمان برداری
خود ميباشند و روز اطاعت بسر می برند و ا کنون ميران دای زنگی ودای کندی که با وجود مشاهده احسانات
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
