Machine transcription
( ۸۸۹ )
( جلد سوم )
( شرح سلطنت اعليحضرت امیرعبد الرحمن خان )
( سراج التواريخ )
(۱)
اند بالفتح
لفظی است
برای شمار
عدد مجهول
از سه تا نه
اخراج شدن
کسان خدمه
امیر شیر
علی خان
مرحوم
ملازمت فوج سواره نظام برچیده کیبل کابل نمایند تا بازای خدمتیکه هزاره جاغوری در حین بغاوت اشرار
هزاره از عرصه دو سال واندی نسبت بدولت بجای برده است در سلك سپاه ظفر همراه پادشاهی مسلك گرديده
از احسان سلطنت ذی معدلت محروم و نا امید نشوند پس حضرت والا در روز نهم ماه شوال بخامه ملاطفت
و افضال برای ایشان ارقام و ارسال فرمود که نظر بجنگجوئی و پرخاش خوئی مردم هزاره و اینکه در عین کبرو
مار اشرار قوم ایشان اکثر از خدمه دواب و مواشی و اصطبل دولت واقل از سپاه نظام که هزاره بودند
با آنکه بعضی را بدر کشته و برخی را برادر و قوم قتل و تاراج و بخون آغشته گفتند احدی نمك حرامی اختيار
نکرده فرار نموده و بخلاف دولت داخل قوم خویش و بیکار نشدند و راحله و بار گیر و سلاحی را که بدست
داشتند ضایع نکرده و با خود نبردند بلکه بخدمتی که از جانب دولت مامور بودند بدون خیانت قیام و رزمده
بپای بردند دولت میخواست و پیش در خاطر داشت که سه فوج هزاری از هزاره جاغوری و هفت فوج از ساير
هزاره در سلك افواج قاهره نظام منظم و منضم کند و آنها را بدیگر طوائف و اقوام در خدمت ملت و دولت
افغانستان شریک و انباز سازد و هنوز دولت با نتظام این امر دست نگشود که میران هزاره مای رنگی و مای گندی
نمر دو رزیده خته گرائیدند و باعث ترک این معامله گردیده توجه دولت را مصروف دمار خویش گردانید. از مرحمت
و احسان در بتوقت بازداشتند تا در آن کاربکار شوند از عموم مردم هزاره ده فوج سواره و پیاده هزاری با عساکر
پادشاهی مرتب و منظم فرموده خواهد شد و پس از صدور این منشور جنرال میرعطا خان در روز یازدهم ماه شوال
بفرمانیکه بنامش شرف اصدار و عزا رسال یافته بود افواج قاهره و توپخانه را که در تحت رایت داشت در میدان عید
گاه غزنین براورده بتهیه اسباب سفر حرب پرداخته اعداد سپاه را که جهت خدمت بپا کنده بودند بتام و بیام فراهم
ساخت و چنانچه بیاید راه تدبیر گروه شریر هزاره بر گرفت و مقارن اینحال در ساعت يك بعد از نصف شب سیزدهم
شوال اشرار هزاره بهسود که باغوای غلام حسين بيك كوه بيرونی خته گرائیده بودند با لای کهنه خمار حاکم که
باشکر در موضع دیو ار قول فروکش کرده بود بغزم شبیخون تاخته بمحاصره اش انداختند و لشكر ایلجاری هزاره
بهسود از مشاهده اینحالت ترك معاونت حاکم و مدافعت کرده مهاجم کرده بپا کنده شدند و خود کهند خمار بخیله
گدوا است و جاره که توانست بدست یاری بعضی از هزارکان که از صمیم قلب طریق خدمت دولت می پیمودند از
تنگنای محاصره بیرون جسته از راه تشویش و اضطراب در قلعه بدا سیاب شده در انجا نیز محصور گشت اما پسران
سید پادشاه از سادات هزاره بهسود بحمایت او برخاسته از دست برد اشرار ایمن ساخته در کنار صیانت نگاهداشت و در
روز شب مذكور هزار کان بخرد و شعور که از قضای حاکم من بورثبات می تاخته او را نیافتند روی بتاراج بد بوی «بابرخانه
واقع گردن دیوار نهاده چون در موضع راه قول رسيدند سواران نظام و لشکر ملکی محمد سعید از و سر چشمه را که بسالاری
فیض محمد خان حاکم هزاره دایز ولت محمد خان سر چشمه که وارد انجا شده بودند دیده هر اسیدند و دست ردی نتوانسته
عنان شرارت و پای غارت پس کشیدند و از راه باز گشت در موضع کج قول واقع سیاه بامو رفته جای گزیدند و فیض محمد
خان و دولت محمد خان با هفتصد تن از لشکر ملکی از قفای هزارکان راه سرزنش پرداخته و سواران نظام را
بحراست کهنام گردن دیوار گذاشته چون در موضع فراخ الوم رسیده از هزارکان کسی را ندید روی معاودت
بسوی باد آسیاب آورده در روز چهاردهم شوال بدانجا رسیده کهند خان حاکم را از تنگنای انحصار رهانیدند
و مقارن اینحال در روز شانزدهم شوال حسب الفرمان والا برنك امیر محمد خان با دوازده ضرب توپ و چهار فوج پیاده
و دو هزار سواره نظام از کابل جانب هزاره بهسود خیمه بیرون زد و همدر خلال اینحال باز ماندگان چهل و
سه تن از خدمه اعليحضرت امیر شیر علیخان مرحوم وامير محمد يعقوب خان و سردار محمد ایوبخان چون محمد
علیخان بن لعل خان و خیر الدین خان کشه خیل و مبین خان تر کی و عباس خان میدانی و نور محمد خان بيك سمندی
و غلام صديق خان وردك و سلطان علیخان پیشخدمت و محمد اسلم خان و درویش محمد خان پسران صفدر علیخان
قزلباش و محمد حسن خان خياط و شاد محمد خان آبدار و محمد قاسم خان پیشخدمت و حاجی سلطانخان نا قری و
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
