Machine transcription
( ٨٨١ )
( جلد سوم ) ( شرح سلطنت اعلیحضرت امیر عبد الرحمن خان ) ( سراج التواریخ )
کرده بود رجوع مذاکره ومقاوله ایشان را با او فرموده در باب ایذا واذیت نمودن مجذوب مذکور که بمفرد
وریس رسانیده بود امرکرد کاسیر ومجرح نکنند و ا کر میکردند بدون محافظ که از جانب دولت بحراست ایشان
مأمور است از جائی بجائی نروند که ایذا و آزار نیابند و ایشان که از واهمه جان افزونی نخواه را با آنکه مضاعف
بل اضعاف مضاعف مواجب فرنگستان از دولت می بردند عذر تراشیده بودند خود را ملزم دانسته سکوت اختیار
کردند
( شرح حال سردار محمدا کرم خان معروف بکا کو جان وغیره واقعات ایغزمان )
سردار محمدا کرم خان بن سردار فقیر محمد خان مرحوم که بنسبت خسبرزاده گی با علیحضرت والا داشت و با سردار
والاتبار شجاعت دثار سردار محمد ایوب خان طریق خدمت میسپرد و پس از هزیمت یافتن سردار معزی الیه در
معرکه قندهار با او فرار اختیار کرده چنانچه در صدر کتاب بشرح رفت بمملکت ایران شد و از آنجا پس از چند
سال راه بغداد شریف بادیگر خدمه وهوا خواهان سردار نامدار ممدوح که مساعی دولت انگلیس اقامت هند
اختیار نمود در آنجا رفته چندی روز ذلت سپاس نعمتی که از او دیده بود با او بسر برده تا که از ذلت وزحمت و تنگی
معیشت و تهی دستی بتباهی وملاهی شغل ورزیده روزعسرت بمرغ و قمار بازی بسر بردن اختیار کرد و باینده خان
خاویش هرچند اندرز و نصیحت کرده نظر ببزرگی نسب و حسبش از افعال واعمال لهو ولعب مانع آمد کفتار
اورا بگوش قبول جای نداده از هم و اندوه زیاد شغل مذکور را غنیمت شمرده ترکعادت نیارد و میرزا تاج محمد
خان بن باینده خان مذکور بعریضه عریضه شرح حال و افعال او را معروض حضور فیض گنجور داشته و حضرت والا
را از عریضه او بذلت وی اطلاع دست داده نظر برعایت قومی و پاس صله رحمی و بی متأسف کشته در روز هیجدهم
ماه رمضان بقلم تأسف در پاسخ عریضه میرزا تاج محمد خان رقم فرمود که باصد مسافت سر کارما او را بچه هدایت
کند و بطریق رشاد وسدادش امالت نماید و ازین نیت صادقانه حضرت والا وميل خاطری که بسوی او داشت
در پان کار چنانچه خواهد آمد از ششم (۱) سده علیا مستسعد و رستگار شده اجازه مراجعت و آمدن وطن مألوف
رای او شرف صدور یافت و در عهد سلطنت اعلیحضرت سراج المله والدین چنانچه بیاید بمنصب جنرالی فوج نظامی سرافراز
گشت و هدرین ایام از عرایض سپهسالار غلام حیدر خان توخی که مجلی از فرار کردن و باز پس آمدن و در منزل
شش کاواز در دسینه و پهلو دریدنش در سابق اشارت رفته و عمده ذکر تفصیلش داده آمده هفت تن دیگر از زرگان غلجائی
که در وقت فتنه و شورش عهده اندری و تر کی وعلی خیل فرار کرده در شالکوت اقامت گزیده بودند و بدلت روز
بسر می بردند حالی رای والا شده چون بخامه ضراعت در صفحه نامه انابت خویش معذرت نوشته و عفو تقصیر خواسته
بودند حضرت والا قلم عفو بر جریده اعمال هر هفت تن کشیده هشت طغرا منشور استمالت و تسلیت دستور بنام ایشان
ارقام فرموده نزملا محمد متین قاضی محکمه شرعیه علاقه مقر که عرایض ایشان بتوسط او بپایه سریرسلطنت
رسیده بود امر فرستادن کرد واو از مقر مصحوب عبد الباقی نامی در شالکوت نزد فراریان ارسال داشت و چون
حضرت والا وثیقه عهد بغر آزشریف از ایشان خواسته عهدنامه بکلام مجید رقم نموده از جمله سپهسالار غلام حیدر
خان عمارات و کلمات معاهده خویش در هامش (۲) سورۂ توبه رقم کرده و همگنان بنامۀ عهد خود خاتم بنهاده بدست
عبدالباقی فرستاده ملا محمد متکین دادند و قبل از راه مراجعت بر گرفتن او کوتوال شالکوت بدیعه مخبران ماجرا
آگاه کشته عبدالباقی را با اختر محمد خان ترکی که با عبد الله خان از راه حصول وجوه زکوة مردم کوچی افغان در آنجا
رفته بود محبوس کرده عهد نامها را تمام بگرفت و آنگاه که حضرت والا از عریضه ملا محمد متکين
پرماجرا آگاه کشت او را فرمان و امر کرد که شخصی را از راه خفیا مأمور شالکوت کند تا عهد نامه دیگر
از مفرورین متعهدین حاصل نموده با کوایف کرفتار شدن عبد الباقی و اختر محمد خان در بنولا آرد
و آدم فرستادن و عهدنامه دیگر گرفتن و آوردن او انشاء الله تعالی در موقع و محلش بشرح خواهد رفت
شرح حال
سردار کاکو
جان
(١) نائبم
بوسیدن
عفو تقصیر
سپهسالار
غلام حیدر
خان توخی
(۲) هامش
جای هوز
و میم مکسور
حاشیه کتاب
را گویند
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
