BrowseKitāb-i musṭatāb-i sirāj al-tavārīkh → page 881

Page 881

Kitāb-i musṭatāb-i sirāj al-tavārīkh · pages 1–1270


Page image — the source of record

Scanned page 881 of Kitāb-i musṭatāb-i sirāj al-tavārīkh

Machine transcription

( ٨٥١ ) ( جلد سوم ) ( شرح سلطنت اعليحضرت امير عبدالرحمن خان ) ( سراج التواريخ ) و يعقوب و نجيب صوبه دار وسيد محمد بن سيد قنبر و غیره که هريك در انجات جدا كانه نسبت بدولت منسوب كرده بودند لي رانی و ألا شده در روز مذكور ماه جمادی الاول سردار غلام علیخان حکمران غزنین را فرمان کرده او همه را پی هم در کابل فرستاده محبوس شدند وا کثر در زندان فوت شده بعضی که زنده بودند در سال اول جلوس عدالت مانوس اعلیحضرت سراج الملة والدين مشمول مراحم خسروانه گشته و از زندان رهائی یافته بفرمان پادشاهی در موطن و مسکن خویش شده بدعای دولت و ارتقای مدارج مکینت سلطنت مؤظف گشتند و همد درین هنگام کردی شاه سلطان هزاره میان نشین دای چوپان از کشته شدن غلام شاه سلطان برادرش که بهواخواهی دولت از دست اشرار قومش بقتل رسیده بود بمنصب سلطانی قوم و تنخواه برادرش از حضور انور سرافراز و ممتاز گردیده فرمان گرفتار ساختن و بکابل فرستادن قاتلان سلطان مذکور بنام حکمران قندهار وافسران نظام مقیمه اررگان شرف نفاذ یافته همه گرفتار شده در پای گاز بیاسا رسیدند و همد درین ایام از عرائض میران هزارۀ دای زنگی که طریق خدمت دولت سپرده چنانچه گذشت بخلع فاخره و لباس و بعانه و کرباس مفتخر و مباهی گشته بودند حضرت والا را شرارت و مفسدت می و یکان از بزرگان فتنه جوی نکوهیده خوی هزاره چون درویشعلی و شیر محمد و احمد نائب مراد نائب از مردم گیزاب و داروغہ وکلب حسین ارباب نزان و مجات بيك قوم پهلوان ارزگان و میرزا شفاعلی و مخش علی قوم سلطان احمد و عبد محمد مهتر زاول و قاضی عسکر و عبد الله مهتر و ملاعلی نقی و ملا نجات قوم فولادۀ مجرستان و نجف سلطان پشہ مرتضى بيك و عباس پهلوان میرسی و ملاعلیخان قوم فولکە و کلب حسین سرہنگان و ملاکریم و علی پناه و ابراهیم اوقی ساكنون کشکه و شفا بن ظفر على و شفا بن کرولی چاو ده شانه و ملا پیوند و علی مدد بيك قوم کسان و قنبر علی اخضرات و خداداد زوار ومير محمد جان بيك خضر و آقا رضا بيك بن اسمعیل خان خلج اطلاع دست داده جنرال شیر محمد خان را فرمان کرد كه هريك از امنای مذکوره فرار نکرده و کشته نشده باشند گرفتار نموده جانب کابل رهسپار کنند چنانچه کسان را که در ملك بودند محبوس و روانۀ کابل نموده از جبه قاضی عسکر که بحراست حاجی محمد علی خان فرستاده شده بود در موضع جلگہ هزارۀ چرخی بمرد هندو کوش او را برده در کابل آوردند و هم سپهسالار غلام حیدر خان قنبر علی اخضرات را باطلاء مهتر چرخی محبوس در کابل فرستاده کشته شدند و مقارن الحال بر که رحمت خان که پاسپاه نظام از اردوی سپهسالار مذکور چنانچه گذشت جدا گردیده در هزاره بهسود مقام گزیده بود بفرمان مورخۀ روز هفدهم ماه جمادی الاول که بنامش شرف اصدار و هن ارسال یافت از آنجا کوچیده و در کابل آمده سعارت تقبیل سدۀ علیا حاصل کرد و هم درینوقت سعید احمد خان قوم وردك از حضور انور مامور حکومت حجرستان شده و از راه هزارۀ بهسود روی بدانجا نهاده چون وارد موضع بهادر چرخی شد مردم وحشت زده دهشت گرفتار شده آنجا را از نسلیات صادقانه دل بجای آورد و بدرجة عريضه و حال سيد محمد علی شاه سرابی را که جنرال میرعطا بقائیش از سادات مردم هزاره داشته مصلحتاً مأمور حکومت آنجا کرده بود استدعا نموده هم دوازده تن عیال و اطفال و پسر و دختر محمد اکبر شیر را که سید مذکور محبوسش کرده در کابل فرستاده بود و ایشان باز مانده بودند در کابل فرستاد و حضرت والا كه سيد موصوف را نمی شناخت وعلم بحالش نداشت بحکومت آنجا بر حال نفرمود و این سید محمد علی در پای کار مبلغی از مال دولت را حیف و میل کرده از راه فرار در مشهد مقدس برفت و در آنجا مخفیا کرده بمرد و پس ازوی سید احمد علی برادر زاده اش آتش مفسده بر افروخته خسارات زیاد بمردم خراسان رسانید و مقارن این حال كرنيل غلام حیدر خان که با فوج تحت رایتش بفرمان حضرت والا مأمور اقامت اشکار آباد شده بود از سبب ننگی محل وعسرت زيست لشکر از آنجا برخاسته در موضع غلى بای اقامت گزید و از جانب دیگر قبل از صدور فرمان طلب بنام بر كد رحمت خان که آنجا را نگشت. فتح محمد جان حاکم پيك را كه بالشكر ملکی از مردم آنجا در بامیان شد. مقام اقدس اقامت گزیده بود اجل موعود گریبان گیر وجود حیاتش شده از تب محرقه در روز هفدهم ماه جمادی الاولى بدرود جهان کرده روی بسوی دیار عدم نهاد و از آنسوی سپہسالار غلام حیدر خان که از ارزگان چنانچه گذشت بفرمان حضرت والا راه باز گشت جانب ترکستان برگرفته و همہ جا نظلم و نسق نهاده وارد يكه او لنك مأمور و سرافراز شدن کردی شاه سلطان بمنصب برادرش ان طايفه سلطان كلابتر خود را میگویند چنانچه مردم افغان کلانتر خود را ملك ميگويند گرفتار و رهسپار کابل شدن اشرار هزاره احضرات نام موضع خضر نام موضع مامور شدن سعيد احمد خان محکومت حجرستان فوت فتح محمد خان حاكم بيك

Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.


Cite this page
Kitāb-i musṭatāb-i sirāj al-tavārīkh, page 881. Afghanistan Digital Library, New York University Libraries. Machine-transcribed text: Afghan Press Archive, https://afghanpress.org/book/adl0009/881 (accessed [date]).
Permalink
https://afghanpress.org/book/adl0009/881
Machine-readable
JSON · IIIF manifest · Canvas
Source
Afghanistan Digital Library record