Machine transcription
(جلد سوم) (٨٤٣) (شرح سلطنت اعلیحضرت امیر عبدالرحمن خان) (سراج التواریخ)
ایشانرا بغارت برداشتند و ازین حمله و یورش کفار مردم مالدار بامیان اقامت را در ساوه ماری ننموده بلکه از راه فرار داخل انهار شده قرار گرفتند و کفار قبل از اینکه ایشان در انهار رسند دوباره حمله کرده چهار صد راس از دواب و مواشی اهل نام برده پس مردم مالدار را بیغما برداشته درین پسر او را بقرغان رسانیدند و او از راه النگ از در سپهسالار غلام حیدر خان حاضر آمده محل اقامت خواست و سپهسالارش در موضع شتل جای داده از وقوعش همه در آنجا جاگزیده از جور عمرا خان و ستم کافران بیارمیدند و در خلال اینحال غلام الله خان و عبدالقادر خان پسران خان مرحوم اسمار شرق یاب تقبیل سدهٔ علیا شده مشمول اشفاق خسروانه گشتند و حضرت والا از عرض واسته های خود ایشان محل سکنا در شهر جلال آباد مرحمت فرموده امر کرد که عیال و تعلقات عبدالقادر خان و صاحب نور نام لالهٔ او و محمد علیخان برادر صاحب نور مذکور و سید برهان الدین نوکرخان مزبور و دوست محمد خان دامادش که مجموع بسی و پنج تن میرسیدند در جلال آباد رحل اقامت انداخته غلام الله خان در کابل آمده جای گیرند چنانچه حکمران جلال آباد سرای میرزا عبدالحکیم خان واقع اندرون شهر را پرداخته آنگاه که آمدند دران جای گزیدند و چنانچه در موقتی رقم خواهد گشت بقدر کفایت مؤنت روزگار ایشان از دولت معین و مرحمت شد و از انسوی شیر افضل خان اصدرم چترال که بکی خون خواهی میرمقتول ایشان نهنك بسته بودند بمهره قسم از چترال کشیدند و او که ملجای بدون از عقبهٔ علیا نداشت ناچار از اینکه از کرمتاشی خجل و شرمسار بود دوباره روی امید بسوی ظل حمایت ایندولت نهاده چون وارد موضع نارکام شد سپهسالارش در انجا امر توقف کرده عریضهٔ در باب بسر بر سلطنت شید و از راه دادن ولد آبادش در جلال آباد و کابل اجازت خواست و حضرت والا او را چنانچه بیاید در کابل طلبیده قراری در قدر روز کارش نهاد و مقارن واردات مذکوره محمد شاه خان که بامر برادرش عمرا خان در علاقهٔ دروغه اقامت گزیده بود از انجا باجای برادرش راه کامقر بر گرفته و مردم کامقر دانسته از کفار سید راه او شده در کتل کرباهم در آویخته خون شش تن از تبعهٔ محمد شاه خانرا مخاك ریخته بقهقرا غلبه بارش گردانیدند و در خلال این اختلال سلطان محمد خان بن سردار فتح محمد خان مرحوم که کشته شدنش در هرات بخط دوم رقم گشت بواسطهٔ نسبت دامادی که بسردار جانو خان داشت و او چنانچه گذشت از راه حصول اجازت از پشاور در کابل آمده بود اجازت آمدن حاصل کرده از پشاور برخاسته وارد جلال آباد شد و از انجا در کابل آمده در روز حصول شرف بار مورد نوازش شهریار سپهر وقار گشت و از انسوی عمرا خان بالشکر گران روی ستیز بسوی کوهستان نل و بات راه نهاده و با مردم آنجا جنگیده غالب آمده اموال و متاع زيك بشارت متصرف شده در آنجا مقر و زانه فرو کش کرد و مردم نل راه مقاتله را گرفته عمرا خان را مغلوب و منهزم کردند چنانچه خائب و خاسر باز گشته در علاقہ در شد قرین خضرت اقامت نمود و از دیگر سوی در اثنای این تکاپوی عمرا خان کفار قبیله جوی کاموز و کامتوز که هنوز از تگاپوی یکه بر موضع ساوه ناری چنانچه گذشت کرده بودند استراحت حاصل نکرده دوباره حمله نموده دو هزار رأس گوسفند و بز از مردم سنگه ناری و بر کوت بتاختند و صاحبان مال از قفای کفار در حصار راه استرداد و استعجال برگرفته شش تن از بزرگان ایشان دستگیر کافران گردیده بسبیل مرام بس خریدند و گرفتار انرا با گوسفندان همجنان بکفار برداشته بودند بردند و مقارن اینحاله سپهسالار غلام حیدر خان احمد شیر خان ختك را با بخود تن پیاده باهلو و جمعی از لشکر ملکی مردم شنواری از راه تحصیل مالیات دیوانی مأمور دره پیج و امروی (۱) کرد. و مردم آنجا از دادن وجه سرباز زده احمد شیر خان و همراهانش را هدف گلولهٔ تفنگ ساخته برزان احمد شیر خان جراحت رسانیدند و سپهسالار از تمرد و تجری مردم آگاه شده منصور آنکه طغیان ایشان ازریض و ترغیب مردم دیو گل و بادیق که زجری بسزا نیافته اند خواهد بود بهاء الدین خان کرنیل را با دو فوج پیاده و دو ضرب توپ و دو صد تن پیاده ساخلو از انهار بدانشو رهسپار ساخت و هنوز کرنیل مذکور سر گرم رحل و ترحال طریق استعجال بود که صفدر خان بلوکی و کنعان عمرها خان که بعد از ورودش در در لغمار کاشته قلعهٔ بشهد را متصرف شده بود حمله کرده و بشهر و قریه تابعه او را از قلعه
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
