Machine transcription
( ٨٤٦ )
(جلد سوم ) ( شرح سلطنت اعلیحضرت امیر عبدالرحمن خان ) ( سراج التواریخ )
گذشته سزای ان نگشته بود غصب مذکور ممتاز گردیده محمد حسین خان بسرحد قری تشخیص مقاطر و مبانی
نگردیده هر دو برادر یکی بجای دیگر نشسته مواظب خدمت دولت شدند و آدم مراد بدون محنت و تعب روز خدمت
بسر بردند مکر میر محمد حسین خان در دیوان کار چنانچه در جلد چهارم رقم خواهد شد از حضور اعلیحضرت سراج
ذکر وصول الملة والدین بحکومت هزاره بهسود و مالستان و جاغوری مأمور شده و دیت حیات در آنجا سپرد وان آنسوی
خواجه محمد خواجه محمد خان بشهادت در بار معلی عرض بیگی سابق که از حضور حضرت والا مأمور تیری و تحصیل وجوه
خان مميز بقایای قندهار شده بود وارد آبدیار گردیده کارهای شگفت و رازهای نهفت از خود و بیگانه را روی بروز آورد
در قندهار که هر کدام در محل و مقامش رقم كلك بيان خواهد شد انشاء الله تعالى واز جمله بمجرد وصولش در قندهار
تمام دفاتر قبل از بتزوز آبدیار را ضبط کرده ارسال پایه سر بر سلطنت نمود و بامر و فرمان حضرت والا
تفويض ميرزا محمد حسین خان سر دفتر سنجش شد چنانچه بیاید قرب سیلك روپيه از حسارت عمال وضباط قندهار
بحصه ظهور پیوست و مقارن این هنگام یکصدو سه تن مرد وزن و پسر و دختر از گرفتار شدگان منسوبان شاه
فرار کردن نواز نام بلوچ متوطن موضع چاه کی که از شرارت خویش چنانچه گذشت اسیر و دستگیر گردیده باغل و زنجیر
محبوسین از فراه بکابل قندهار شده بودند سردار عبدالله خان حکمران آنجا بلادرنك بفرماینکه مقامش شرف اصدار
بلوجیان یافته بود بضمانت و حراست عبدالرحیم خان که هم از انجا او را آورده بود و چندی از سواره نظام رهسپار کابل
چاه کی ساخت و در منزل شهر صفا شانزده تن از اسیران تا صفا در شب گریخته مابقی را اورده محاکم مقر سپرده و او بحکم
سلطنت فرستاده بعضی بپاشا رسیده بر حق اقامت کابل و غیره مواضع مأمور گشت و هم از قفای این گرفتار شد
گان سه صدو يك نفر اسيران اشرار هزاره را که حکمران قندهار با خود برده بود بفرمان حضرت والا از انجا
در کابل فرستاده داخل زندان سیاست کرد و هم نهصد و شصت تفنك که از مردم هزاره گرفته بود روانه
دارالسلطنه کرد و هم محمد عظیم بيك شرير سه پای را که سپهسالار فرامرز خان بفرمان طلب رهنماى قندهار
ساخته بود بازوجه و برادر و پسر و دختر و شش تن نوکرش از انجا در کابل فرستاد و هم دو ضرب توپ را که
اشرار هزاره کوتله بتنی را در چاه انداخته و دیگر مرا بر زیروار کرده بودند و کرنیل نور احمد خان هر دو ضرب
(١) مندمل را کشیده با خود در قندهار برده بود روز عراده سوار و استوار کرده و هم اینوقت بیست و چهار تن از سپاهیان
از اندمال نظام که در محاربه هجرستان جراحت یافته و یا اسکندرخان صوبه دار در غزنین آمده با مرو فرمان حضرت والابجهت
بمعنی بهم علاج در آنجا درنك کرده بودند جراحات ایشان مندمل (١) گشته در کابل آمدند و مورد تفقد شاهانه
برآمدن شدند و همدرین ایام عريضه محمد قاسم خان ومحمد كرم خان وعبدالرزاق خان و محمد ايوب خان پسران
و صحت یافتن سردار عبدالرحیم خان از پشاور بپایه سریر سلطنت رسیده چون خواهش اجازت بازگشتن در کابل کرده بودند جراحت
حضرت والا استدعای ایشانرا اجابت نموده قلم خاص بر نوشت که (۲) چون گرسنه میشوید سگ میشوید – چونکه
پذیرفته نگشتن کشته شير بدريك ميشويد و از آنسوی شیر افضل خان چتراری که از راه عداوت میر چترار فرار کرده وارد
عرض و فیض آباد بدخشان شده حضرت والا او را شام تورك زاد كى زعيم الطاف خسروانه نموده کفایت مؤنت و معیشتش
استدعای را نيك بكار گذاران بدخشان فرموده بود از کج خیالی و بدسگالی قرار اختیار کرده بشبگیر و اتوار داخل
پسران چترار شده چند تن از اشرار آنجا را بزیان اغوا باخود یار و مدد کار ساخت بغتة (۳) بظلمة الفشل تاخت باخته او را
سردار عبد باد و تن برادرش بجاك هلاك انداخته رایت نهب وغارت برافراخت و اموالشان با ساواری ازین ظالمانه خون ریزی بزرگان
الرحیم خان چترار ریاست آنجا را بجمال الدین نام شوهر همشیره میر کشته شده بنابر بر تفاق خود را در علاقه وی فرستاده در تصرف
چترار مصمم گشت و شیر افضل خان از هجوم او آگاه گردیده از راه التجا نامه مشعر بر اطاعت امیدوارتر و بسپہسالار
شرح حال شیر غلام حیدر خان فرستاده از کژ بختی خویش عذر معذرت و عفو سیت خواست و او پاسخ مغفول داده امر شیر را بین البین
افضل خان گذاشت تا که کفار کاموز مجراخان را گرفتار کارزار با مردم چترار دیده بر مردم مالیا ريکه در سابق زمینشان را
چتراری
در بهار و تابستانرا در موضع بشی و براول از مضافات باجور بسر می بردند و اینوقت ایشانرا مجراخان از آمدن
در اسمار مانع گردیده در موضع ساوو ناری جای داده بود تاخته سی تن از ایشانرا بکشتند وا کثر از دواب ومواشی
(۲) اصل بیت مثنوی شریف اینچنین است . چون گرسنه میشوی سگ میشوی . چون که کشی سیر بد رک میشوی
و درین فرمان اعلیحضرت همایونی بوسطه جمعیت اشخاص بلفظ جمع ارقام فرموده خواهند بود (۳) بغته بمعنی ناگهان
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
