Machine transcription
( ۸۲۸ )
رقم اعلیحضرت سراج الملة والدين حسين على خان بمدد زمان سلطنت اعلیحضرت امیر شیر علی خان مرحوم سپهسالار بود
مأمور شدن محمد شاه خان بحکومت بامیان
آمدن شاه محمد خان از هند در کابل
مأمور شدن محمد اسلم خان بحکومت حضرت امام
(۱)
حول و حوش هردو فتح اول یعنی اطراف و جوانب
(۲)
کتباس آنکه خانه و خاندان خانه را برید
( جلد سوم ) ( شرح سلطنت اعلیحضرت امیر عبدالرحمن خان ) ( سراج التواريخ )
از جهان در گذشته بخاک پشاور امانت نهاده شده بود در وقت باز گشت متسوبانش نعش او را نیز بمنشور
اجازت که صدور یافت حمل و نقل داده در قبرستان آبا و اجدادش دفن کردند و سردار عبد الخالق خان
نیز در کابل آمد مهاجم حضرت والا در سرای سپهسالار حسین علیخان قوم سپاه منصور باعیال و اطفالش جای گزید
و مقارن وقایع ایام مذکوره یکتن کارشناس انگلیس مسمی کاتنس که از راه ملازمت امیدولت بفرمان طلب در کابل آمده
بود رخصت مراجعت حاصل کرده ببدخشی یعنی از سواران نظام در پشاور رفته از آنجا بجانب منزل و مقام خود شد
و هم درین هنگام بروز یازدهم ماه ربیع الثانی محمد شاه خان جبار خیل که فرار بود و بفرمان اجازت در کابل آمده شرف بار
حاصل کرد بحکومت بامیان سرافراز گردید و هم شاه محمد خان ناظر مصارف سردار محمد ایوب خان که دختر
امیر کبیر را پس از فوت شوهرش سردار عبدالله خان بن سردار میرافضل خان مرحوم مغفور بحباله از دواج
خویش در آورده از عریضه و استدعای زوجه موصوفه اش اجازت آمدن کابل حاصل نموده بود آنگاه که
حاضر آمد بسرای صفدر علیخان برادر سپهسالار مذکور جای اقامت از جانب دولت بوی عنایت شد و همدرین
هنگام از عریضه و استدعای اجازت مراجعت نمودن فتح محمد و غلام نبی نامان پسران میر پادشاه خان باجلی که
با صاحب زاده غلام حیدر که در نزد شهزاده آزاده سردار حبیب الله خان مخزت و اعتبار و وقع و وقاری داشت
روی از دولت و سعادت برتافته از پیشگاه قبله آمال بجانب دار ذلت و ملال شتافته در پشاور قرار گرفته بودند
حضرت والا بر آشفته در پاسخ عریضه ایشان بروز سیزدهم ربیع الثانی توقیع و رقم فرمود که تاغلام حیدر فرار
و رهبر صحرای بدخواهی دولت باشد اجازت آمدن در کابل داده نمیشود و ان بیچارگان از پرتغوسول افکندن
این منفور بادامن شکیبائی پیچیده بآرزو ئیکه پیشنهاد خاطر قاصر کرده بودند نرسیدند
مأمور شدن محمد اسلم خان توخی بحکومت >
حضرت امام ونقل دستور العمل او )
و همدر خلال احوال مذکوره حضرت والا محمد اسلم خان توخی را بحکومت حضرت امام از مضافات قطغن
و بدخشان سرافراز نموده هشت فقره بخط خاص برای دستور العمل حکومت او رقم کرده بسپرد اول حاکم را
سزاوار است که واقف حال و ما ل ایشان سکنه حول وحوش (۱) مزار و مرده باطنه بلده حضرت امام و خواجه
غار وقوم قزاق که همه ایشان در هر دو موضع از داخل وخارج خاك افغانی موطن ومسكن دارند و آمد شد زیاد
روی روز می آرند بوده از بزرگان ایشان وثیقه بگیرد که هر کدام در هريك از هر دو موضع و مقام خود رفت
و آمد کنند بیرون از اجازت و اطلاع حاکم نباشد و اگر خود سرانه آمد شد نمایند باز پرس لازم حال او را بتقديم
رساند و بچینفر از قوم کتباس (۲) را که در حضرت امام و کولاب سکنی و مقام دارند نوکر نگاهداشته بتوسط
ایشان از احوال نيك و بد مردم هر دو محال آگهی حاصل کند دوم مردم قزاق را از کنار نهر جیحون مانع
گردد که جای نگیرند و اگر کسی از آنسوی نهر فرار اختیار کرده روی بدین سوی نهد او را باحارس و پاسبان
در موضع غوری و بغلان فرستاده بسر دفتر عموم قطغن خبر دهد که امر معیشت و مؤنت او را نظم و نسق نهد
سوم هرگاه حکام فرمان فرمای بخارا یا دولت روس نامه و پیامی ارسال دارد فرستاده او را احترام نموده با عزاز
و اکرام نگاهدارد و نامه را کابل درگاه عالم پناه کند تا جوابی را که دولت صواب بداند رقم فرماید و خود
حاکم با کار گذاران خارجه در سوال وجواب نکشاید که حقوق بین الدول ضایع نگردد و هر کدام بر مرامش
رسد چهارم اگر امری باشد یا نباشد در هفته دو نوبت عریضه نگار پایه سریر سلطنت شود که دولت از جمیع
امور نزديك ودور سر حد و ثغور نيك استحضار حاصل کرده در انجام مهام آن پردازد و هم اگر وقوع امریرا
در استقبال تصور نماید بنگارد پنجم بر حاکم لازم و متحتم است که در هر روز پاسی از دو روز خودش در مواضع
محافظ خانهای واقع سرحد رفته از هوش داری سرحد داران علم حاصل کرده تاکید و استواری کند ششم
همه تن چشم و گوش بوده مترقب و مترصد واردات باشد چه فرار شدگان بخسارت پیشه خیانت اندیشه مرده
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
