BrowseKitāb-i musṭatāb-i sirāj al-tavārīkh → page 863

Page 863

Kitāb-i musṭatāb-i sirāj al-tavārīkh · pages 1–1270


Page image — the source of record

Scanned page 863 of Kitāb-i musṭatāb-i sirāj al-tavārīkh

Machine transcription

(۸۳۳) ( جلد دوم ) ( شرح سلطنت اعلیحضرت امیر عبد الرحمن خان ) ( سراج التواريخ ) وآنتشار این عهدنامه باصراقاصی شرف نفاذ یافت که اعداد افراد وآحاد سپاه نظام که احرام بند خدمت دولت متبوع بهای سید نامه خود را بتبغ قلوب بدهد و حکام وضباط واهل دیوان وعمال بدون بهانه کار داده هرات وثیقه خویش را بکتاب پادشاهی رقم کرده خاتم و بهدو ازین روز بمد دولت بدید حکام وعمال وضباط واهل دیوان اعتماد کرده همه را بخدا وا گذاشت اما ایشان دولت را از بکار دادن این وثیقه مطمئن خاطر ساخته بحیف ومیل نمودن مال دولت ورعیت پرداخته بلکه اکثرا از متعدای رعیت را در شکنجه زحمت و نقمت انداخته برای جلب منفعت زجر وتوبیخ پیشنهاد خود ساخته قصور خیانت را نوع خسارت برافراخته در پایان کار بقرار عهدنامۀ شکار باده حاتم می نهادند گرفتار سیاست پادشاهی ومال ومتاع ایشان ضبط و زندانی میشدند و با وجود بازپرس پادشاهی (۱) اتلاف چون از امر و نهی خدا ورسول آگاهی ندارند دست از اتلاف (۱) مال دولت ورعیت باز نمیدارند تا مگر خداوند نیست کردن هدایت کرده ره کرای دیانت وامانت وصداقت شان سازد ومقارن اینحال از ضعف دماغ که مائد حال میر محمد و هلاک کردن حسین خان شده بود بامر حضرت والا کار دفتر تشخیص را در زیر اجرا گرفته از تغییر او میر ابوالقاسم خان را در کستر شی مقرر کرد کی دارالأنشای دولت مفتخر گردیده رهسپار خدمت شد و محمد جلال ابن احوال از سخت گرفتن عریضه ايلبيك آقاسی شینوار خان مهتمم حاضری اهل دیوان حالی رای والا گشت که چون طینت ومعالجة حضرت والا مقام پادشاهی مأمور بیست که تشخیص صحت وسقم اهل دیوان را نماید اکثر از نویسندگان تمارض نموده حاضر بر اهل دیوان کار نمیشوند وحضرت والا که از سبب غدر و خیانت این سلسله بسی در دل شکوه و گله داشت بر آشفته در روز سه شنبه بیست و هشتم ماه ربیع الأول فرمان کرد که هريك از نویسندگان نظاماً که مریض باشد هم حاضر دفتر شده کار کند واگر مریض و درمانده شود باشد از تنخواه او هر قدر روزیکه مریض بوده وضع کرده شود و در پایان کار چون این حکم بغایت دشوار بود طبیب جهت تشخیص مریضان دفتر مأمور گردید. زطبق تصدیق او تصحیح شرح عدالت وسقم و دایل وسقیم نویسندگان دفتر امتیاز مییافت ومقارن اینحال از عریضه وقایع نگار فوریت بکوش دانیوش گستری و حضرت والا رسید که محمد امین خان اشتر گرامی (۲) بالشکر ملکی مردم کوهستان کدره نوردیگیه و تهدید هزارکان رعیت پروری شده بود همراهان او در غوربند که رسیده دست تاراج بمال ومتاع وزراعات وباغات و قلع أجرقم دراز کرده حضرت والا و از جهت رعایا و مواشی محمودشاه نامی شده مال و منالش را بغارت برده اند وحضرت والا بر أشفته محمد امین مذکور را فرمان کرده ارقام فرموده استفسار نمود که این غفلت و مساهلت او را چه نام نهاده وجواب بازپرس خدای تبارك (۲) وتعالی چه داده شود و مایتکه مجاهدینش از سارقین باشد چه گفته شود باری معروض دارد که درین امرچه جواب اشتر گرام نام موضعی میگوید و این را نيك بداند که شیوۀ عدالت نمیگذارد که دولت از بازپرس اینگونه سیه در گذرد و او که امر حضرت است از والا را پیرو قضا میدانست و سخنها که از زبان مبارك صادر میگشت تاج قدر میفهمید خائف وهراسناک گردیده بعضی کوهستان را تاوان داده و برخی را بسرب بائی عذر خواهی نهاده بهر حیلۀ که داشت و اندیشۀ که توانست رضا نامه از مردم کابل غوربند حاصل کرده بخاطر اقدس والا را از خود خرسند ساخت وهمچنین در بازپرس و حصول مال دولت که بعضی از عمال اهل هنود تلف و ضایع کرده خود را مفلس ظاهر ساخته بود حضرت والا از روی عدالت ترك سياست حکومت نموده از دیوان نوكينداس سر دفتر جنوى وكربل الميازي مكتوباً بدریه فرمان از قواعد محله اهل هنود استفسار فرمود که بزرگان اهل ذمه را فراهم کرده دریاب شخص هنودی محلت که از خسارت و خیانت مان دولت را سرقت کنند بقانون کتابتیکه دارند سزاوار چگونه عقاب وعتابست و اوبزرگان دو فرقه اهل هنود سكنۀ کابل را که شامل کرات و پیو وبرهمنند انجمن کرده قانون مجلۀ خویش را چنین بعرض رسانید که دزورا در دزد بدن اولش شش گفتن و در کرت دوم نصیحت کردن و در سوم بار توبه دادنست و اگر دفعه چهارم دزد دزدین اقدام قانون کتاب کند د و چند مال را که دزدیده باشد زجر الآوه گرفته و چوب باريك زده شود تا که توبه کند و در دفعة پنجم مال ومتاع كرت وقاعدة خود او هرچه باشد بدون از پسر وبرادر وقومش گرفته شود و اگرباز بدزده لازم الأخراج میگردد که از مملکت بیرون برهمن دریاب دزد کرده شود وحضرت والا پس از مشاهدۀ قانون وقاعدۀ مذکورۀ اهل هنود باز استفسار فرمود که شخصی داخل

Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.


Cite this page
Kitāb-i musṭatāb-i sirāj al-tavārīkh, page 863. Afghanistan Digital Library, New York University Libraries. Machine-transcribed text: Afghan Press Archive, https://afghanpress.org/book/adl0009/863 (accessed [date]).
Permalink
https://afghanpress.org/book/adl0009/863
Machine-readable
JSON · IIIF manifest · Canvas
Source
Afghanistan Digital Library record