Machine transcription
(۸۳۲)
(جلد سوم) (شرح سلطنت اعلیحضرت امیر عبدالرحمن خان) (سراج التواریخ)
واز آنجا مایوسانه باز گردیده در موضع توتلی واقع قزل ایاق نزدیول خان برادر دولت نام رفته و او با همدستش معاونت
نکرده بحد وارد فدق تپیده شده و اسپ و سلاح خود را فروخته بحالت تباه و روی سیاه در بخد سر دته بودر بدك
صرف اوقات مینمود پیام سعد الله خان را تأیید یزدان دانسته اختر طالع خویش را از حضیض وبال در اوج
اقبال دیده با وجود فتنه که روی کار آورده بود در گاه پادشاه اسلام را که کعبه امانی و آمال انام است مرجع
و مأمن خویش گفته با میرزا ابوالفیض خان و عوض بدل خان سرتیپ و ملا سعید مراد و محمد کریم و محمد امین نامان
عمرو قریان میر آخور و مولان میر آخور و عوض بدل شاطر و جا بر تن خدمه مولان خان مذکور و عظیم میرآخور
وخال مراد نام اثابت پز گرفته در میمنه نزد قاضی سعدالله خان حاضر آمد و او همه را از تسلیات وافیه دل نجای اورده
و مال و متاع ایشان را که از نهب وغارت باز مانده بود بایشان سپرده بعد باستدعای خود ایشان همه را با یازده تن
از سپاهیان نظام که در هنگام شورش مردم میمنه با باغیان همداستان شده گرفتار و محبوس کشته بودند با خود برداشته
در هرات برد و آخر الامر که بفرمان طلب در کابل آمده محبوس گشتند و از جهه دو تن را حضرت والا بدست عبد
الرحمن خان برادر زاده کامران خان اسحق زائی که عمی چنانچه گذشت از دست ایشان کشته شده بود داده او
در زیر دار سیاست هر دو تن را بکشت دیگران مقید و مغلوب ماندند تا اینکه سریر سلطنت بوجود مسعود
اعلیحضرت سراج الملة والدین زیب و زینت یافته از مراحم و عواطف عمومی که درباره کافه رعایا بذل فرموده
مجد شریف خارا بپاداش اخلاص پدرش میر محمد حسین خان که بخدمت دولت چنانچه گذشت از دست سردار محمد
اسحق خان بقتل رسیده بود عفو فرموده دیگران را بوی بخشوده مواجب کافی برای همگیشان تعیین کرده مأمور مامور شدن
اقامت کابل کرد ومحمد رضاخان سوانح مذکوره میرزا عبدالله خان امین المظام هرات بفرمانی که از حضور انور میرزا عبدالله
خان از هرات مناعش شرف اصدار و عز ارسال یافت در مزار شریف عوض میرزا علی اصغر خان که فوت شده بود رفت در ترکستان
عزل غلامرضا خان نائب كمیة میرب دار السلطنه
و در خلال احوال مسطوره کار کنان حضور انور والا شرح حال و کیفیت احوال عبدالغفور خان پسر عزل غلام
رضا خان نائب پزرك میر آخور احمد خان را که سپهسالار غلام حیدر خان او را محبوس فرستاده سپرد نائب میر سلطان خان کوتوال
کوتوال سابق شده بود از غلامرضا خان نائب کوتوال کابل پرسیده و او عریضه نگار شده معروض داشت که محبوس
مذکور در زندان کوتوالی بست و مفقود است و حضرت والا او را محبوس فرموده کار محکمه کوتوالی را علاوه مامور شدن
بر کار دفتر سنجش بتفویض میرزا محمد حسین خان و میرزا عبدالرؤف خان کرد و آن دو تن میرزا محمد حسن خان میرزا محمد
حسین میرزا برادر میرزا محمد حسین خان را از جانب خود در محکمه کوتوالی کاشته در هفته دو روز بثوبت کار
کابل این محکمه را بعهده خود نهاده بر مرام خویش فایز گشتند زیرا که ازین دو شغل پزرك و عمل سترگ که دفتر
سنجش و کوتوالی بودند رعب عظیم و خوف عمیم در دل خلق انداخته امور بس شگفت و هنگفت (۱) بروی روز (۱)
آورده کارهای آشکار و نهفت بسیار کرده نامدار جهان شدند و همدرین هنگام نقل این عهد نامه برای معاهده شگفت عجب
و عجب آور جویندگان ملازمت و پویندگان طریق خدمت دولت از نظامی وملکی سه لك ورق طبع و نشر شد که غرض و باعث هنگفت
از تحریر و تقریر این تسطیر اینکه فلان ابن فلان نبیره فلان شخص از فلان قوم ساکن فلان موضع متعهد بعهد بسیار و خطیر
و گنده الهی و متأکد به پیمان حضرت رسالت پناهی صلی الله علیه و سلم گردید که تازمان حیات بخدمت گذاری و دولت
خواهی سر کار اشرف همایون اعلیحضرت ظل اللهی بصداقت و راستی اشتغال داشته در خدمت محوله خود صادق
نقل عهدنامة وراسخ بوده در هیچ مر و رهگذر غدر نکند و بصداقت تمام و راستی مالا کلام خدمت خود را بانجام رساند خدام نظامی
وملکی دولت و هرگاه از عهد خود عدول و نکول کند موجب سخط الهی ومورد قهر پادشاهی شود و این عهد را که با بندگان
اقدس اشرف امجد اعلی امیر عبدالرحمن خان پادشاه اسلام پناه خلدالله ملکه و سلطانه در میان نهاده خدا را ضامن
داده رسول او را گواه قرار داده است که اگر خلاف عهد کند در روز جزا از شفاعت پیغمبر بی بهره ونصیب
بوده از جمله قاتلین انبیاء صلی الله علیهم و سلم و امام حسن و امام حسین باشد و با کفار محشور گردد و از اصدار
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
