Machine transcription
( ٨٢٤ )
( جلد سوم )
( شرح سلطنت اعلیحضرت امیر عبدالرحمن خان )
( سراج التواریخ )
باشند بنیاد نهاده چنان محکم برافرازد که در وقت آهنگ جنك دولتی در آنها اقامت و پایداری بتوان کرد و در هر جائی
از قلل جبال و دهن دره قلاع مستحکمه بنیاد نهاده اباد نماید و خاك در پشت دیوار انها بسیار بیندازد که گلوله توپ
نتواند کار کرده رخنه بیفگند و سپهسالار از صدور این حکم بکار پرداخته مواضع مستعده الحدود را چنانچه باید
بمرور ایام استحکام داد و از انسوی مردم اسمار و دانشکام و غیره از مواضع مذکوره که با میر سپهسالار متصرف شده
اقامت گزیده بودند روی بمقابله بسوی کسان عمر خان که در ناری اقامت داشتند نهادند و از اب عبور کرده چون در موضع
ساو واقع شش کروهی ناری رسیدند شیخ اکرم با تبعه خویش که بامر عمر خان در انجا جای گزیده بود راه ممانعت
پیش گرفته باهم در اویختند و یکتن از هواخواهان دولت مقتول و یکتن مجروح گردیده مغلوب شدند و از راه
هزیمت بمقام خود بازگشته ساو را شیخ اکرم متصرف شد که بقیه این منازعه با فیصله اش در محال ان رقم كلك
از راه انات
بیان خواهد شد انشاء الله تعالی و مقارن انجال محمد شاه خان جبار خیل که روی از سعادت اطاعت دولت بر تافته و راه
باز آمدن
فرار بر گرفته در کوهستان جدران و منگل و غیره مصدر فتنها شده کشتن و کوششهای سارقانه بپای برد از عریضه
محمد شاه خان
واستدعی خود اجازت امدن کابل حاصل کرده از نجاب با اهل و عیالش بکابل آمده روز سیزدهم ربیع الاول بشرف
اندوز بار گردیده مشمول عواطف پادشاه جرم بخش خطا پوش گشت
عزل حاكم
عزل حاكم و عمال و ضباط لغمان از جور وتعدی خود ایشان -
لقمان وغيره
و صدر ايام يكي واقعا تش بشرح رفت از عریضه رعایای لغمان حضرت والا را بر جور وستم محمد ابراهيم خان
کار داران حاکم و غیره کار پردازان انجا اطلاع دست داده حاکم مذکور را باسی و دو تن از عمال و ضباط ستم پیشه
انجا
جور اندیشه بفرمان طلب در کابل خواسته همه را معاتب نموده رجوع باز پرس حساب و کار های ناصواب
ایشانرا محول بدفتر سنجش فرموده همگنان را باندازه مکافات ایشان جزای باسزا داد و محمد يعقوب خان را
بحکومت لغمان سر افراز ساخته عمال و ضباط جدید در انجا گماشت و هم میرزا عبدالرحمن خان را بسر دفتری
مخفی از خالت
جلال آباد نامزد کرد و مقارن اینحال از عریضه و خواهش پاینده خان نام عالوی سردار محمد اکرم خان
سردار محمد
معروف بکا کو جان پسر سردار فقير محمد خان مرحوم که از راه تنك خوړی کی با سردار محمد ايوب خان
اکرم خان در ایران رفته و از انجا در هند آمده با سردار مذکور نسبت نشان خویش بذلت و خواری روز بسر می برد
مشمول عفو خسروانه گردیده چنانچه بیاید بفرمان طلب در کابل آمده و در صفر لیدن بشهزاده آزاده سردار
بر عهده
نصر الله خان رفته در ذھاب وایاب مصاحب او بود و درین کار منصب جنرالی سرافراز گشت و از جانب دیگر جهرا
گرفتن كفار نام پسر ملك نام از کفار کاموز از تصاحب کردن شیخ اکرم کاشته عمر خان سر موضع ناری و ساورا آگاه گشته کاموز تدمیر
کسان عمر| چون در سال گذشته كفار آنجا از دست عمر خان آزار واذیت زیاد دیده و کشیده بودند بالهدتنی از بزرگان کفار
خان را
مذکور نزد سپهسالار غلام حیدر خان حاضر آمده کشیدن کسان عمر اخانرا از موضع نارى وساو بنابر جلب
منفعت برای خود که راه رفت و آمد و تجارت ایشان در اسمار کشوده میشد برعهده گرفته بازگشت و سپهسالار
نیز باین امر ترغیب و تحریصش نمود و درینوقت از اشتهارات فتح ارزکان که حضرت والا از عرض افسران سپاه
و ان آگاه گشته در جمیع امصار و ولایات انتشار کرد چهل و یکضرب توپ تبريك فتح در جلال آباد واسمار و همچنين
در هر ديار شليك شده مراسم شادمانه بپای رفت و مقارن اینحال فرستاده سردار نام پسر امان الملك مهتر مصموم
چترار که از دعوت اطاعت خویش نمودن شجاع برادرش چنانچه گذشت سر باز زده بود نزد سپهسالار غلام حیدر
خان حاضر آمده پیام آورد که شجاع صنه کور باتحاد و اتفاق عمر ا خان او را نهب و غارت کرده و با كراه در تحت
اطاعتش آورده بنابران طالب امداد است که ناری را از تصرف عمر اخان بمعاونت سپاه دولت برآورده با قامت
چترار ضمیمه ولایت ایندولت نماید و سپهسالار بامر و فرمان حضرت والا که در جواب عريضه اش شرف اصدار
یافت پاسخ داد که چون مهتر چترار بتحريك كار گذاران دولت انگلیس از دست پسرش مسموم گردیده بدرود
جهان نمود و از تخمی نفاق در بین پسران او افتاده بعضی از قضای پدر راه سرای جاوید بر گرفته و برخي بقتل یکدیگر
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
