Machine transcription
(۸۲۰)
( جلد سوم ) ( تاریخ سلطنت اعلیحضرت امیر عبد الرحمن خان ) ( سراج التواريخ )
دهن جنگل باعیال واطفالیکه از پیش رهسپار ساخته بودند پیوسته فروکش کردند واشراریکه درقلعه واقع
قریب این فرودگاه جای داشتند از بیم و هراس حمله سپاه قلعه را فرع گذاشته فرار کهسار ثابت و ادبار گشتند
واز جانب دیگر جنرال میر عطا خان که بالشکر شایان راه ارزکان بر گرفته بود در موضع دهن سنکو واقع اخیر
علاقه زاولی كملك منزل از فرودگاه لشکر جنرال شیر محمد خان و كرنيل فرهاد خان مباعدت داشت رسیده رایت
هبوط افراشت و چون از آنجا تا ارزگان سه گروه فاصله دارد بانتظار قریب شدن افواجیکه از دیگر طرق
روی تسخیر بسوی ارزگان نهاده بودند درنگ کرد وهم جنرال شیر محمد خان اردو را در تحت رایت کرنيل
فرهادخان درموضع مذکور که فروه شده بود گذاشته خود باجماعة از اعداد سواره و پیاده نظام بعزم پاك ساختن راه
عبور لشکر و استحکام آن طريق سبقت بر گرفته در موضع دهن آب بران وارد گشته فروکش کرد و در خلال قتال و جدال
مزبور و حرکت و فرود مذکور محمد عظیم بيك سه پای که از قلعه شير هزیمت یافته چنانچه گذشت در قلعه ناله دار از آوانيا قيا د بيك
و غیره نسوان و پسر و زوجه و دخترش راه فرار برگرفته بود وارد تبران گردیده با محمد جان بيك و کسان سلمان بيك
دای کندی که از موضع چوره از اردوی پادشاهی جدا گشته و در وقت تمرد محمد امیربيك ایلخانی مردم دای کندی را
عضه ران گشته و در منزل شولان راه عبور اردوی برگ محمد صادق خان اگرفته و با او جنگیده و هزیمت یافته در تمزان
رفته بودند پیوست و از جمله پسران سلیمان بيك تحريك محمد عظيم بيك مذكور بالای صد باشی
زرین خان که در موضع یوزه لیج اقامت خدمت داشت تاخته بايك تن از دست شیعه صد باشی مذکور
مقتول و يكتن مجروح گشته و یکن از کسان بابا شاه بيك هم زاده سليمان بيك كه رقمرقم محض راه خدمت
دولت می سپرد زخمدار شده اشرار بی نیل مرام فرار اختیار کردند و هم در خلال این اختلال محمد شریف خان پسر
والی میمنه که سرکشی و تمردش از پیش بشرح رفت از صحاری و اودیه انبار که پناه گزیده بود با جمعی از اشرار از راه
کلیم باف واقع عقب موضع بلچراغ که کپتان فقیر محمد خان بسیاه تحت رایتش در انجا قیام داشت وارد کشته
قلعه شده بیست و دو خانوار از مردم آنموضع را با گواه کوچ داده با خود برد و پس ازان در موضع سر چکان انجمنی آراسته
در روز دوشنبه بیستم مذکور ماه صفر روی یورش بسوی بلچراغ نهاده و کپتان فقیر محمد خان داد مردی داده
دو صد تن از ایشانرا قتیل و چهل تن را اسیرساخته خود محمد شریف خان قرین آه و حرمان گردیده فرار صحرای
عصیان گشت و مال ومتاع ودواب ومواشی وغیره آلات و اسبابیکه از اشرار و در دره شاخ بود همه بتصرف آحاد
و افراد سپاه در آمد و کپتان موصوف پس از حصول این فتح روی سرتراش و جنك جانب در غلمك نهاده و با اشرار
فراهم شده آنجا در آویخته خون چهل تن را بخاك هلاك ريخته پنج تن از سپاهیان نظام زخمدار گشتند و در غلمك
را بقهر و قسر متصرف شدند و از آنسوی محمد شریف خان که فرار اختیار کرده بود با جماعه از اشرار در تکاب
شیرین قرار گرفته نوکران میرا بو طالب خانرا که برای خدمتی در آنجا بودند محبوس کرد و مردم آنجا ایشانرا
از قید او رها داده نزد آقایش فرستادند وسید حسن خان میر آب اندخود ازین قضیه آگاه گشته باسی سوار
روی کوشمالی طرف تکاب نهاد وهم جنرال غوث الدینخان صد تن سواره و سه صد تن پیادة نظام با يكضرب توپ
بعزم دستگیر نمودن محمد شریف خان ویارانش گسیل آنجا کرد واونایب درنك نیاورده از تکاب شیرین با یاوران
مفسدین خویش راه آستانه پیش گرفته و در تاریکی شب باسید حسن و سوارانش دو چار گردیده وزدو خوردی
کرده بگریخت وسید حسن چند تن از مردم آستانه را که با محمد شریف خان معاضد و همداستان شده بودند
کوچ داده با عیال و اطفالش با خود دراند خود آورد وقبل از مهاجمت و وصول او در انجا محمد شریف خان
که فرار کرده بود داخل نواحی اندخود شده و اهل وعیالش در موضع جان قره بدست اعداد سپاه نظام افتاده
از ورود خودش در نواحی اندخود نوکران میرابوطالب خان آگاه گردیده سرراه بر گرفتند که او را دستگیر
کنند اما او راه کی بر گرفته در موضع قزل اباق جای گزید و آنمواضع از فتنه اش بیارامید واهل وعيالش
بفرمان حضرت والا کسیل مزار شریف گردیده خط سند شانزده هزار و بجه صدسی روپیه کابلی با طوماری
شرح حال
محمد عظیم
بيك سه پای
شرح شرارت
محمد شریف
خان میمنه
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
