Machine transcription
(۸۱۹)
(جلد سوم) (شرح سلطنت اعلیحضرت امیر عبد الرحمن خان) (سراج التواریخ)
که مردم هزاره پس از مطیع و منقاد شدن مصدر اینگونه فتنه میگردیدند و از همین بیقانونی و کج خیالی متصدیاران نادان بود که اکثر مردم هزاره بقتل رسیدند و ملك و مال و قلعه و باغ و درخت ایشان تمام بغارت و تاراج رفت و از جانب دیگر سپهسالار غلام حیدر خان که راه اخضرات چنانچه گذشت برگرفته بود وارد آنجا شده مردم دایزنگی پس از هزیمت یافتن میران بیبصیرت ایشان قرین یأس و هراس گردیده بمشکلاتهای جبیال خزیده و پناه گزیده بودند از راه ایابت نزد او حاضر آمده جبین ضراعت بخاك معذرت سوده عفو تقصیر خواستند و او همه را تسلیت داده جا و اومسکن ایشان امر قرار گرفتن کرده بعد راه بنجاب پیش گرفته چون در آنجا رسیده فرود گشت تمامت کوه برشدگان هزاره دایزنگی از حالت مراجعت مردم اخضرات آگاه شده از در اطاعت حاضر فرودگاه سپاه گردیده امان جان خواستند و سپهسالار ایشانرا اطمینان خاطر داده مامور اقامت موطن و مسکن ایشان نمود و هم تمامت سواره و پیاده نظام را که همراه داشت امر تخریب قلاع میران شریر کرده همه را از بن برانداخت و آقا حسین بيك بن محمد امین بيك را که گرفتار ساخته بود در کابل فرستاده روز دهم ماه صفر از راه ورث روی بسوی علاقه سه پای نهاد که انشاء الله شرح ورودش در آنجا بمحل و موقعش برقمزده كلك بيان خواهد شد .
شرح اقامت نمودن سپهسالار غلام حیدر خان کوه برشدگان هزاره دای زنگی را
ذکر محاربه جنرال شیر محمد خان و کرنيل فرهاد خان با اشرار زاولی و سلطان احمد
ذکر محاربه زاولی و سلطان احمد
و از آنسوی جنرال شیر محمد خان و کرنيل فرهاد خان بنامه و پیام جنرال میر عطا خان از دهن درۀ پشه و شیر داغ که بعزم یورش بردن در ارزگان چنانچه گذشت بفیروزه توقف ورزیده در آنجا فروکش کرده بودند راه داخل شدن در علاقه سلطان احمد برگرفته چون براه قلعه شش برجه زاولی نزديك كردند بعضی از اشرار هزاره که در اندرون قلعه بودند با برخی دیگر که بقلل جبال سنگر افراشته روز جنگ بسرمی بردند بمدافعه برخاسته و با لشکر آراستۀ پادشاهی طرح جنك انداخته هنوز راست را از چپ نيك نشناخته بودند که دلیران سپاه همه را بضرب گلوله توپ و تفنك از کوه بجهات فرود کردند و سه تن را اسیر و دستگیر نموده اهل قلعه را محصور ساختند و افواج قاهره شب را در اطراف قلعه بسر برده بامدادان دوتن از قلعگیان با دو رأس اسپ پیشکش از راه طلب امان جان نزد جنرال شیر محمد خان حاضر آمده اسپانرا بنام هدیه بوی سپرده امان جان و مهلت آن خواستند که قلعه گیان بكلب حسین خان رئیسی مردم زاولی پیام فرستاده اند که چه کنند و پس از رسیدن جواب او ایشان از قلعه برآمده حاضر لشکر گاه شوند و جنرال شیر محمد خان مهلت طلبیدن ایشانرا حمل بر مکیدت و حیلت کرده امر کرد که بدون امهال از قلعه بیرون شوند والا قلعه را بضرب گلوله توپ پست و اعضای خود را پاره پاره و دیوار هستی وجود ایشان را در شکست خواهند دید و هنوز کار بجمالی قرار نگرفته بود که دیگر نامه و پیام جنرال میر عطا خان بجنرال شیر محمد خان و کرنيل فرهاد خان رسيد كه درنك نكرده از آنجا لشکر را کوچ دهند و ایشان احمال و اثقال را بجانب ارزگان کوچ داده سپاه را بلقور خانه نگاهداشتند و در ساعت ده از شب دوشنبه بیستم ماه صفر اشرار مردم پشه و شیر داغ و زاولی و سلطان احمد و ارزگان که در کهسار قرار گرفته مترصد پیکار بودند روی یورش و شبیخون بسوی اردو نهاده از چار جانب حمله نمودند و تا ساعت دوی بعد از نصف شب بازار گیر و دار را گرم ساخته تمامت سپاه را در رنج و تعب انداختند و آنانیکه در قلعه شش برجه محصور و امان خواسته بودند نیز فرصت بدست آورده با یورش اورندگان پیوسته بسیاری از سپاهیانرا بکشتند و منهيت الامر اقبال عدومال بدولت اخترحالع هزارانرا در حضیض وبال نگونسار ساخته دلیران کار زار را غالب گردانیده پای ثبات گروه شریر هزاره را بشکست چنانچه پشت بجنك داده روی بپناه بكوه و سنك نهادند و بهادران سپاه قلعه شش برجه را از وجود هزادگان تهی یافته متصرف شدند و مال و متاع زیاد بدست آورده و قلعه را خراب کرده سپس باطمینان خاطر ره نورد منزل مقصود گردیده در موضع
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
