Machine transcription
(۸۰۰)
( جلد سوم ) ( شرح سلطنت اعلحضرت امير عبد الرحمن خان ) ( سراج التواريخ )
بتوانند نماز جمعه را بجا آورده تلاوت فریضه ننمایند و پیش ازینروز برطبق حكم مذكور غاز جمعه همی اداشد. باختلاف در
رهسپار شدن میان علما روی داد و از انشوی سپهسالار غلام حیدر خان نظر باینکه بنایش شرف اصداریافته بود با سپاه نظام و توپخانه و لشكر
سپهسالار ملکی ترکستان از مزار شریف برامده بمبرکوه شبر بر هزار بمبر گرفته از چشمه شفا بار وی خدارت و کلده محمد خان که از
غلام حیدر میمنه روانه گردیده بود نامه فرستاده پیام داد که در منزل بلخاب بوی پیوسته همرکابش شود و هم دوصد تن از پیادگان
خان از ترکستان ساخلو را بنامه از منزل آی بيك مأمور اقامه قلعه دولتی واقع دره صوف کرده چون وارد منزل بوبنه قره
جانب هزار
شد و نیم رم بامید وصول بعضی از لشکریان که عقب مانده بود راه همی پیمود که محمد شریف پسر والی میمنه سرفراز
جات
جيب مجرد بر آورده نامهای بزرگان اشرار هزاره فرستاده تاکید فتنه نموده شورش آغاز کرده باعث مراجعت
سپهسالار غلام حیدر خان چنانچه بیاید جانب میمنه شد و در بتوقعت دو صد و نزده تن ارقوم سلطان هزاره
دایزنگی را که سردار عبد القدوس خان دست گیر کرده در بامیان فرستاده بود قاضی غلام صدیق خان بفرمان
طلب در کابل فرستاده اکثر بیاسار سید و محمد ساه ذی حجة الجمال ميرزا على اصغر خان امین نظام ترکستان بدرود
جهان کرد و هم فرمان حضرت والا در باب هفده هزار و ششصد و چهل و چهار روپیه نقد از مترو کات جنرال
کټال خان كاهوت شد ولی خلف والا وارث بود بنام کیدان شاه محمد خان شرف اصدار یافت که بصرف سپاه
نظام مأمور هزار جات رسانند و همدرینماه میرزا غلام حسین خان بن میرزا محمد نبی خان دبیر از مکیدت میرزا
محمد داود خان چنانچه از پیش اشارت شد از کار پدرش تبویری مفوض شده بود معزول گردیده میرزا میر محمد حسین خان
مستوفی سابق که در بتوقف پسره دتری تشخیص از جانب دولت حصول افتخار داشت از حضور انور والا بمنصب سر کرد کی
دار الانشاء مأمور وسرفراز گشت و ازسوی هزار جات محمد عظیم بيك سه پای که وارد کیز آب شده بود از
ازدحام اشرار هزاره قوتی حاصل کرده تمامت طرق را بروی افواج قاهره که در هر موضع و مقام قوام داشتند
پربسته راه آمد و شد را مسدود ساخت
( وقایع اوئیل سال هزار و سه صد و ده هجری نبوی )
وقایع سنه
۱۳۱۰ هجری و در اوایل ماه محرم اینسال كثير الاختلال كه از يك جانب سموم مرض مسریه مهلکه و با در وزیدن بود
نبوی سالم وازدیگر طرف سیاق دجال مصافی رشته زندگانی بغاة را در بریدن سواران ملکی مردم بدخشان بفرمان
و اشتهار بیکه شاه ایشان از افق وصول سر بر زده پرتو افگن شد بسر کرد گی فتح محمد خان وفقير محمد خان وغلام
محي الدينخان وارد غوربند گردیده از آنجا راه بامیان بر گرفته بلشکر ملکی انجا وسيقان و کهمرد و ترکان
و پارسا که در تحت رايت منشى محمد يوسف خان ره نورد خدمت دولت بودند پیوستند و سوارن قطغن وارد
کابل شده پروانه خان نائب سالار بامر سر کار والا نیاز بقدر كفاف روز کار ایشان وجه نقد از خزانه و هم
بیست تن را به یکباب خیمه از جانب دولت داده از راه خرم و احتیاط مامور باقامه او نقاده کرد تا اگر سواران
(۱)
متمارش اشرار هزاره از راه جسارت روی پورش و شبیخون بسوی بلقان که مطرح ییلاف حضرت والا وار دوی معلی
بتخلف خود را بودند ایشان سدراه بوده نگذارند که چشم زخمی رسانند و آنگاه که اعداوسپاه بکثرت رسیده سوار بسیار فراهم
هر دبی آمد و موضع او نقاده تنك گشت در فرنجات و ریز اشجار چهارده کابل قرار گرفته با انجام کار هزاره جای گزیدند
واداشتن
و مقارن اينجال محمد امير بيك ايلخانی و مهدى بيك ميران بيكا و لنك وسر جنگل که در وقت متصرف شدن ووارد
محاربه گردیدن میر محمد عظیم بيك در کیز اب با او متحد و همداستان شده و سو گند در میان نهاده روی بسوی مساکن خویش
حکمران آورده بودند از راه درك سعادت و خدمت دولت تقاعد و رزیده و تمارض (۱) نموده تهیه سرب و باروت و اسباب
قندهار بغاوت و سرکشی پرداختند و چنانچه بیاید تمرد اختیار کرده با سپاه پادشاهی طرح مقاتله انداختند و از جانب
با اشرار قندهار کرنيل محمد اکرم خان که با سپاه نظام و توپخانه نصرت فرجام همركاب سردار عبدالله خان چنانچه گذشت ره
سکنه کسان نورد میدان نبرد اشرار هزاره شده بود وارد موضع کیان گردیده و دمار از روز کار اشرار آنجا بر آورده
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
