Machine transcription
(۸۰۱)
(جلد سوم) (شرح سلطنت اعلیحضرت امیر عبدالرحمن خان) (سراج التواریخ)
جمع کثیر و جم غفیر را جریح و قتیل و اسیر و دستگیر کرده در روز چهار دهم ماه محرم بمنزل اوتلی فرود شد
لوای فتح و ظفر نصب کردند و از طرف فراه مولاداد خان حاکم آنجا بملک کرنیل محمد خان و فوج پیاده هزاری
وسوران کشافۀ فراهی و پشت رودی و لشکر ملکی و شش عراده توپ رهسپار کهسار هزار جات شده بود
چون وارد منزل یخ چال گردیده از آنجا عازم منزل خرمالق گشت و در عرض راه از نامه و پیام کیدان مهر دل
خان که از راه فراهم نمودن و جانب هزار جات فرستادن لشکر ملکی دریافت زود رفته بود مفهوم گشت که
حاکم بننی نزد او آمده نامۀ بزرگان مردم با غران را آورده نوشتهاند که رؤسای مردم سکنۀ بغنی ایشانرا اعلام
و ارقام نمودهاند که لشکر بسیاری از اشرار هزاره وارد قراباغ واقع قرب با غران گشته و باغرائیان از ایشان
كمك و امداد طلبیده رقم نمودهاند که اگر از راه سرعت و شتاب بسر وقت باغرائیان نرسند هم آینه آن موضع
از دست برد اشرار هزاره خراب و یباب خواهد گشت و متوطنینش بغارت و تاراج خواهند رفت و مولا داد
خان بکیدان مذکور نامه فرستاده پیام داد که خود داری و استواری کرده تا رسیدن او بالشکر تحت رایتش
خویش را محافظت کند و هنوز مولا دادخان در آنجا نرسیده بود که میر محمد عظیم بيك باچهار هزار سوار از
اشرار هزاره وارد قلعه تیموران گشته و علی رضا بيك رئیس هزارۀ با غران از راه خفاطوقه و آتوقه باه دانه
مهاجم ایلبند را نسبت باولیای رد و محمد عظيم بيك از توجه مولاداد خان جانب باغران آگاه شده قلعۀ تیموران
را که متصرف گشته بود نيك استحکام داده بعزم پیکار استوار گشت اما هزارو سه صدو هفتاد و پنج تن از مردم قرار اختیار
درانی که همرکاب مولاداد خان ره نورد خدمت دولت بودند از بیم حمله محمد عظيم بيك فرار اختیار کرده کردن لشکر
روی بد دلی بسوی گلستان و کوهستان و خلج و دو یکوا نهادند و مولا داد خان دل از دست نداده با بقیه درانی
لشکر ملکی و سپاه نظامی وارد با غران گردیده باستحکام آتحدود مواظب گشت و آنگاه که حضرت والا
از عریضۀ مولاداد خان رحالت دل از دست دادگان مردم درانی آگاه گشت بر آشفته برای ایشان منشور معاتبت
دستور فرستاده نگار داد که یکهزار و سه صد و هفتاد و پنج تن مرد مسلح از عرض (۱) راه فرار اختیار کرده (۱) بضم اول
و هر چند مولادادخان و بزرگان حاضره اردو ایشانرا اندرز و نصیحت نموده و گفتهاند از خدمت دین و دولت بمعنی کناره
اسلام روی دل نتابند و خود را ملوم خواص و عوام نسازند نشنیدهاند ایا این سخنان راست باشد یا دروغ اگر چنانچه دروغ
باشد حرفی نیست و در صورت راست بودنش کو با بینی خود و تمامت طوایف درانی را در نزد دیگر قبایل افغان بخاك
خجالت و انفعال مالیدند پس خدای ایشانرا گرفتار غضب خویش کند که چنین بد نامی را بقوم وارد آوردند
حیف و افسوس از نام درانی بودن که ایشان دارند مگر نمیدانند که دولت محتاج ایشان نیست و لیکن اسم از لیت
کرده در نزد دیگر اقوامش شرمنده ساختند باری خوب شد که صفهای ایشان بدیگر مردم افغانستان واضح
و روشن گشت که ایشان نه مردند و نه زن بلکه وجود كالعدم اند و پس از پر تو وصول افکندن این منشور آنمردم
از راه خجالت و شر مساری چنانچه بیاید عریضۀ ندامت مشعر بر امامت ارسال پایه سریر سلطنت داشته بزبان
معذرت عفو سیئه خواسته عفو شدند و مقارن اینحال هزار و پنصد و هفتاد و دو راس گوسفند و بره که از دواب
و مواشی اشرار چخانسور بدست هوا خواهان دولت افتاده و محمد شریف خان اسحاق زائی در فراه فرستاده
و از در کاه در آنجا بود عبدالرسول خان سر دفتر فراه همه را بامر و فرمان حضرت والا فروخته بهایش را تحویل
خزانۀ دولت کرد و همدرین هنگام محمد شریف خان والی میمنه که باسه هزار پیاده و سوار از لشکر ملکی ایل بغاوت
و الوس آنجا هم رکاب پر کند رحمت خان روی بسوی هزار جات چنانچه گذشت نهاده بود چون بنواحی کته اختیار
قلعه و پل چراغ رسید تمرد و رزیده کامران خان اسحق زائی را با نیکو نام نوکرش بقتل رسانیده روی فتنه کردن مردم
بسوی کوهستان کرزیوان آورد و صمد عمر خان حاکم در زاب را نیز کشته و دو تن دیگر را مجروح ساخته مردم میمنه با اغوای
آنجارا دلالت بضلالت و بغاوت کرد اما آن مردم از اغوا و القای او سرباز زده بیم و امید و مژده و نویدش را محمد شریف
خان
که با نمودم اظهار کرد نپذیرفتند پس از ان از مردم کرزیوان مایوس گردیده عزم تصرف میمنه کرد و جنرال
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
