Machine transcription
( ٧٤٢ )
( مجلد سوم )
( شرح سلطنت اعليحضرت امير عبدالرحمن خان )
( سراج التواريخ )
افغانستان بخرد وحضرت والا که امور خرید وفروخت مال التجارة افغانستان را چنانچه از پیش بشرح رفت
باوالش اوت کمپانی قرار داد کرده و خط داده و گرفته بود در جواب عریض کمپنیان مزبور نگار فرمود که
تا زمانیکه خود کمپنی والش اوت مستاجر فسخ قرار داد و اجاره خودرا نکند بادیگری طرح معامله تجارتی
انداخته نمیشود والماس رانیز دولت افغانستان نمی خرد و نمیتواند که بخرد زیرا که مداخل مملکت افغانستان
از مخارج سپاه وسرحدات واسلحه افزون نمیاید که صرف زینت برو دوش شود واگر قطعة الماس مذکوره
خریده شود میباید دیگر اسباب تجمل نیز مثل آن آماده کرده شود و آن از مداخل افغانستان میسر نمیگردد
( تصمیم عزم نمودن اقدس والا در باب تسخیر کافرستان )
( وفرمان فرستادن بنام سید شاه خان )
در روز شانزدهم ماه ربیع الاول از حضور معدلت دستور حضرت والا سید شاه خان جنرال ومقیمی
بدخشان را فرمان رفت که بادو بايك فوج پیاده از سپاه نظام که در تحت ریاستش قیام دارند از بدخشان
باعلاقه منجان ره نورد شده و راه را از انجا تا موضع مذکور مرمت نموده از سنك وخاك پاك ساخته
نشیب وفرازش را هموار نماید و هر قدر از لشکر که بکار باشد در منجان فراهم کرده جای اقامت دهد و علوفه
وآذوقه از برای سپاه مهیا نموده قلعه جهت سکنای قشون احداث کرده سرکرده درستی را بالای کار قلعه و جهت
اجرای امور سپاه بگمارد که زمستان را در آنجا مقام گزیده در بهار از طرف خنجیر وکتی ومنجان روی تسخیر
بسوی کافرستان نهاده سواد کفر را بآب شمشیر ویارای وتدبیر از چهره مملکت بردارند وباشد که از توجه
سپاه نصرت همراه بدون محاربه ومقاتله آنمردم نیز بمشابه طوائف هزاره بابیستان سر بر خط فرمان نهند و هم
صدور حکم
والا در باب
کافرستان
در ینوقت اشتهارات عدیده در باب نهضت فرما شدن حضرت والا از راه سردشته مهام دولتی جانب لندن شرف صدور اشتهار
اصدار یافته از بزرگان تمامت طوائف سکنه مملکت افغانستان مشورت رفتن ونرفتن خواسته شد و چون بزرگان سفر لندن
تمامت اقواه تشریف بردن حضرت والا را رضا نداده و همگان عريضها بپایه سریر سلطنت فرستاده مانع شدند
حضرت والا که در امور مهمه دولتی همواره از قوم مشورت می جستند وامری را که عموم رعایا خیر ملت
دانسته بعرض میرسانیدند در محل اجرا می آورد انگلیسان را که طالب ایندعا بودند بجواب قومی از خواهشیکه
کرده بودند بازداشت وترك سفر لندن گفت و در خلال این احوال چند تن از بزرگان طایفه قرلق مقوطن این
سوی آب جيحون عهد نامۀ مشتمل بر اطاعت و انقیاد نگار داده نزد سید شاه خان جنرال فرستادند که اطاعت
پادشاه اسلام را بجان ودل خریدار واز مطیع ومنقاد بودن دولت و ملت مخالف بری و بیزارند و او این عریضه
آنان را که از دولت ختای روی بر تافته رهسپار بدن اطاعت ایندولت را خواستار شده بودند ارسال پایه
سریر سلطنت نموده بر طبق امر حضرت والا که بنامش شرف صدور یافت برای آنمردم نامه فرستاده پیام
داد که چند تن از معتمدان و بزرگان خود را برگزیده نزد او گسیل دارند که از بدخشان زاد و راحله راه بایشان
عریضه نامه
فرستادن
مردم قرلق
نزد سید شاه
خان
از دولت عطا گردیده رهسپار کابل (۱) سده علیای سلطنت شده مراسمی را که حضرت والا بایشان قرار دهد پذیرفته (۱) تقبیل
راه بازگشت جانب مسكن وموطن خود پیش گیرند اما ایشان از خوف باز پرس کار گذاران دولت روس که
بوسیدن
هنوز تصفيه تعيين حدود نشده بود در ینوقت از آمدن در نزد سید شاه خان جنرال تقاعد ورزیده معطل بفرصت
گذاشتند و هم درین اوان ملا محمد علی قزلباش برادر زاده حاجی آخند قند هاری را با آنیکه سرپارسائی
می جنبانید برقعۀ بنام چند تن از بزرگان قزلباشیه قندهار نگاشته دعوت فراهم شدن در زمهر زانقی خان قزلباش
که از جانب دولت انگلیس مأمور وقایع نگاری قندهار بود کرد و آن نوشته او بدست سد است برادر ترکمن داس
هند و که بر رشته داری دفتر قندهار سایه اعتماد و پایه اعتبار داشت افتاده واو بتحريك وترغيب عبد الشكورخان
بن سعد الله خان حکمران هرات که بعداوت محکمه شرعیه آن دیار افتخار داشت رقعیه ملا محمد علی را بسر دار محمد
بعينه تقبيل
عمر خان حکمران قندهار رسانیده چون نوشته بود که از هند میرزا رضا قلیخان را خداوند و حضرت شاهنشاهیان باد رقعيه ملا
محمد على
قندهاری
مايان چند نفر که بطریق غربت در مابین اینقوم افتاده ایم واکثر اوقات از دست اوشان خراب وبرهم میشوم
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
