Machine transcription
( ٧٢٤ )
( جلد سوم ) ( شرح سلطنت اعلیحضرت امیر عبدالرحمن خان ) ( سراج التواريخ )
شکستند و نامها و عرایض اطراف را بيك پرتو عرض کرده هر چه بفرمائی جواب نویسند و آنچه بدهی و بستانی
ثبت کنند و چون در بیداری ملک خیالی کنند که فایده آن اثر رای تو باشد بانجام آن بکوشند و آن خیال را
بامضا رسانند واگر کسی اندیشه زبان تو کند آن اندیشه را باطل کنند و آن کره را بشناختن تدبیر بکشایند
و چون یکی را تفویض برای این کار اختیار کنی بر نیکوئی جستجوی خود اعتماد مکن و از نیکوکان خود آسوده
دل و مطمئن خاطر مباش که بسا کسان از راه خود نمائی محاسن خدمت در ظاهر روی کار آرند و در باطن
از نصایح خیر و درائم صدق سخت برکنار باشند پس ایشانرا بپاز مائی در آنچه که ازین پیش با مردم حسن
سلوک و اثر نیکو و ادای امانت نموده باشد و ترا درین امر بچندین حاجت افتد زیرا که این کار بچند قسم منقسم
شود و تو بهر قسمی یکی را بگمار که اگر کار بزرك كردد سر ته پیجد و اگر مهمات چند روی دهدکران جانی
نیکرده و نیاشوید و چون در او نقصی ظاهر شود آسان آگاهش کن تاپس ازان حزم واحتیاط را بکار زده
مرتکب عیبی نشود و اگر تغافل کرده او را بر عیبش آگاه نکنی آن عیب بر او بماند و عیبهای دیگر بروی روز
آید و اصحاب تجارت و ارباب حرفت و صناعت را که در خانه خودند و بمال خویش در آمده شدند و بستی خود
رزق فراهم کرده همواره مستغرق اکتسابند نیکوئی کن و اعیان در کاه و بزرکان بارگاه خویش را در نیکوئی کردن
با ایشان ترغیب کن و فرمان ده زیرا که انتظاماته آلات مرافقت و اسباب منفعتند و دایم دشت و دریا وکوه وصحرا
را پیموده در بلاد و امصار بعیده گردش کرده بجانها روند و از بادها گذرند و بهمواره بصلح بوده فرمان پذیر
باشند و از فتنه و فساد احتراز کنند پس با ایشان نیکوئی کن و بحسن ملاحظت و رفق ملایمت با ایشان رفتار اختیار
نمای و چون در غالب اوقات اینطایفه از کثرت بخل در ذخیره نهادن حبوبات و غلو مبایعات فارغ نتوانند بود
و ازین رهگذر برعامه زیان بزرك روی داده بروالی عیب تمام وارد آرد پس ناچار ایشانرا از انبارداری و گران
فروشی باز داشته از نهی رسول آگاه کرده میزان عدل بنه و در نرخ و بهای غلات وغیره چنان قراردیده که
فروشنده را انصاف بود و خریدار را نقصان عاید نگردد و هر که پس از منع و قدغن غله را بیندوزد
و ذخیره نهد و عامه را بحاجت نان زیادت افتد تنبیه و تهدید کن و سخت مگیر و از زیاده روی اجتناب نموده از
خدای بزرك بپرهيز و اما فقراء و مساکین که ناتوان وقناعت گزینند برای طلب رضای خدای بدان وضع
و اسلوب پاسداری ایشان نمای که خدای ترا پاس داشته است و از بیت المال مسلمانان بدیشان نصیبی ده و آنرا
که دور است از اینکه نزدیک است فرق مگذار ورعایت حق هريك را واجب شناس زنهار که کبر و غرور
حکومت روی ترا از ایشان نگرداند وهريك را که بر تو دست رس نباشد تو خود از حالت او بپرس و اگر
چند چشمها او را نه بینند و مردمانش خوار شمارند تو خود یکی از خادمان خود را که از خدای بزرك هراس
داشته باشد و با هر کس بتواضع و فروتنی رفتار کند بمراقبت روز کار ایشان اختیار کن تا کارهای ایشان بتو عرض کند و از
خواهشات ایشان خبر دهد و تو چنانکه خدای باتراد روقت باز گفت بسوی او عذر توانی خواست با ایشان رفتار کن
زیرا که این گروه از جمله دیگر مردم رعیت بانصاف و عدالت محتاج تر و رعایت و لطف را سزاوار ترند
و پس در ادای حق یکی از ایشان دیگرانرا بسوی خدا عذر بخواه ویتیان را تعهد کرده تفقد پیرانرا
واجب نشناس که ایندو طایفه چاره کار خویش نتوانند و رعایت این امر که بشرح رفت بروالی بسی
گران بود و وقتی باشد که خدای بزرگ سبك گرداند باز مردم برا که عاقبت جویند و پاداش نیکو طلبند
و بر مکارم و شداید صبر کنند و بحسن وعده و صدق وفای خدای تبارك وتعالى واثق باشند و برای صاحبان حاجت
و خواهش کنندگان مطلب وقتی را معین ساخته خود را جهت برآوردن مطلب و روا کردن مارب ایشان از
دیگر امور فارغ کن و در مجلسی که همه کس را بار باشد بنشین و در ان مجلس خدای را بخاطر آورده فروتن باش
و خادمان پیشگاه و مقیمان درگاه خود را آرامی ده تاهر که حاجتی در نزدت آرد در گفتن سخن و اثبات حاجت
خود را اظهار بتواند زیرا که حضرت رسول فرموده که هرگز پایه بزرگی و رتبه سروری نیابد گروهی که
اجرای حق واعانة باطل در میان ایشان نشود و حق ضعیف از قوی گرفته بصاحبش نرسد و خود را چنان بدار
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
