Machine transcription
(۷۱۲)
(جلد سوم)
(شرح سلطنت اعلیحضرت امیر عبدالرحمن خان)
(سراج التواریخ)
شش تن که مجموع انعام ایشان سه صد و سی و هشت و نيم روپيه ميشد همه از قوم یحیی خیل بودند عبد الرحمن بن نگين
سی روپیه پیرعلی بن شيربك چهل روپيه با بری بن ابراهیم عاد سی روپیه پیرو کی بن مسیران بيست و نيم روپيه
طوره باز بن داؤد شاه بيست و پنج روپيه اسمعيل خان بن درخان هفتاد روپيه غفور بن شهنواز چهل روپيه
عثمان بن موسى سی روپیه عبدالرحمن بن آدم بیست روپیه این نه تن که انعام دائمی ایشان در سالی سه صد و ده
روپیه بحساب آمد از اقوام متفرقه بلند خیل ويحي خيل و ملك شير خیل بودند خلاصه مواجب و انعامیکه از حضور
انور بملك رحمت شاه خان وقوم و بارانش مرحمت گشت غير از تنخواه سر و ملازمان با تو خان پسرش هشت هزار
و ششصد و چهل و هفت نیم روپيه بوزان رفت که بقطر بانسعار جنس امروز افزون از چهل هزار روپیه میشود
زیرا که همه اجناس خوردنی و پوشیدنی در بها بلند شده اند و ملك رحمت شاه پس ازین نوازش رخصت باز گشت
حاصل کرده و از کابل در خوست رفته بقرب جياونی نظام باعیال و اطفالش مسكن ومقام گزید و در خلال اینحال
دولت انگلیس با متندهای قوم ناصری و بزرگان اندری و ترکی و علی خیل که شرح تفاوت و شرارت و قرار کردن
همه از پیش گذشت و با آنکه قوم ناصری چنانچه مرقوم گشت قرآن را شفیع ساخته و عهدنامه در حاشیه آن نوشته
بسوگندهای غلاظ و شداد موکد و موثق داشته معفو و مجاز (۱) آمدن در افغانستان شده بودند از دولت مذکوره
خواهش کردند که در علاقه تروه (۲) و غیره فوج گذاشته احداث قلاع و مقله نمایند تا ایشان مردم افغان متوطنه داخله
مملکت را از راه قومی دلالت براطاعت دولت موصوفه کرده خصوص طوائف غلجائی را مطیع امر و منقاد نهی
آندو لت ساخته ازین راه خدمتی بدولت مزبوره کرده باشند و کارکنان آندولت یقینکی مکنت ده دوازده هزار
تن از سواران و پیادگان نظام را با توپخانه منتظمه رهسپار تروه و تیراه ساختند چنانچه بقرب مردو موضع فرو کش
کرده بکار تعمیر قلعه و کشیدن راه پرداخته روی سرک را جانب کوهستان سرحد از چند جا جاری کردند و مردم
تیراه با سپاه دولت انگلیس از راه مخالفت در آویخته خون بهای تن از ایشان را بخاک هلاك ریخته در اثر دو تن از تیراهیان
از راه شهادت مرحله پیمای جنان شدند و یکتن از انگلیسا را با یکتن با یوبعنی مساح تعمیرات و يكتن صوبه دار دست گیر
نموده انگلیسان را از کار قلعه و راه شهر و قصر بازداشتند و همچنین مردم وزیری بردو فوج پیاده و چیزی از
سواره نظام که در حدود کنج سول مقام گزیده بساختن راه و قلعه مشغول گردیده بودند تاخته انباشته علوفه
و آذوقۀ ایشان را تاراج کردند و بسیار تن از جانین قتیل و بسمل دست یکدیگر شدند و در پایان کار انگلیسان تعمیر
قلعه و اجرای راه را منوط به پیکار دیده دست از همه بیکار داشتند باز کشیدند و از پیش آمدن این کشش و کوشش
مردم تیراه و قوم وزیری مردم ناصری و فراریان ترکی واندری و غیره در ترو ادعای دولت انگلیس از اعتبار
افتاده مزده و نومیدی را کشمانده بودند حل بفریب کردند و عاقبت الامر حضرت والا از وقوع این پرخاش از امنای
دولت انگلیس برای رفع اغتشاش خواهش نمود که شخصی را وکیل قرار داده گسیل کابل نمایند که تعیین
خطوط و نقاط فاصله بین دولتین را با او نموده دفع نزاع ذات البین شود که دیگر کار بشور و شین نکشد چنانچه
آمدن وکیل دولت موصوفه در کابل و باز یافتن و مذاکره نمودنش با حضرت والا در محلش رقم خواهد شد
انشاء الله تعالى
شرح قدم
قصر نهادش
گذاشتن
دولت انگلیس
در بعضی
از مواضع
اندرون
مملكت
افغانستان
(۱) مجاز
اجازه داده
شده
(۲) تروه
بلفظ افغانی
یعنی زمین
شوره زار
فتنه روی
کار آوردن
نوکران سر
دار محمد
اسحق خان
( در آ را غوا کردن و کوچ دادن نوکران سردار محمد اسحق خان )
( بعضی از رعایای متوطنۀ قطغن را )
مدت تن از نوکران افغان سردار محمد اسحق خان بامرا و از راه اغوا نمودن رعایا نیكه میل خاطر بدو داشتند
و از بیم سیاست پادشاهی راه خلافی نمی توانست برداشتند داخل علاقۀ قطغن شده و بعضی از مردم هزاره سکنه
خوست و اندراب را بئرهات و واهمات دل از موطن اصلی ایشان برکنده در روز شانزده هم ماه رمضان صد خانوار
از ایشان را مصمم قرار ساخته با عیال و اطفال و مال و منال ایشان جانب ماوراء النهر رهسپار نمودند و از نهر
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
