Machine transcription
( ٧١١ )
( جلد سوم ) ( شرح سلطنت اعلیحضرت امیر عبد الرحمن خان ) ( سراج التواریخ )
و ملاحظه نقاط فاصله پیش گرفته چون وارد موضع و مسکن آلی غی شد آقاخان رساله دار و محافظ سرحد
را نزد خود خواسته با او ملاقات کرد و در مجلس صحبت رسمی سخنان پراکنده و متفرق که مرادش بوضوح
مفهوم نمیگشت و متضمن معانی مکنونه بود با او گفته و وداع کرده رساله دار مذکور در مقام خویش و او در
داخل و خارج خط فاصل گردشی نموده از راه مراجعت در کرکی رفت و اینگاه که این آمد و شد و ملاقات او
از عریضه وقایع نگار سرحد بسمع فیض مجمع حضرت والا رسید در روز پنجم ماه رمضان سپهسالار غلام حیدر
خان مقیم ترکستان را فرمان کرد که از خود در رفتن بالمركوك مذكور نامه نگار دهد که اینحرکت و ملاقات
و ادای سخنان مشتت (۱) و مراجعت را خلاف رسوم و عادت دولت دیده و عقیده تفکر دست داد که باعث اینگونه (۱) مشتت
حرکت که قبل از تعیین حدود و تحديد خط و نقاط فاصله بین دولتین هیچ نبوده و پس از ان نیز اتفاق نیفتاد پراگنده
چه خواهد بود زیرا که جمهور سکنه مملکت افغانستان ازین مسئله واقف و آگاهند که تعیین حدود در بین و پریشان
دولتین انجام یافته و بكمال مودت استحکام پذیرفته است که هیچ اسباب اشتباه در موالات جانبين باقى نمانده
چنانچه عموماً دولت قوی شوکت ایمپرا طوری را همسایه نژدك خويش ونيك انديش شناخته پاس حقوق هم
جواری را در خواطر خود راسخ نموده اند و آن مهربان که جهت گردش و ملاحظه سرحد بافوج و توپ
آمده و باز کردند و مانیز اگر اینقسم حرکت کنیم و حرفی در میان نیاید هم آئینه اندیشه بدت والا اکبر در نظر
امنای دولت قویه خلاق در امده نا مطبوع و محل اعتراض شده اینان مهربان از چه رهگذر مصدر (٢) ومباشر این (٢) مصدر
امر گشت باری میخواهیم که از کینونت حال نيك بدانیم که تا کر حضرت والا بپیر پرسش آیند مطابق واقع مرصداشت جای صادر
پایه سریر سلطنت شود که در نزد امنای دولت خویش منسوب بغافل و غیر تیام فقط و پس از وصول این شدن
نامه سپهسالار رفتن پالیگونک و حرکت مخالفانه خویش معترف گردیده دیگر سوال و جوانی روی نداد و هم در روز
مذکور ماه رمضان دوصد تن پیاده و دو صد تن سواره نظام که در موضع تاله هزاره شیخعلی اقامت داشتند
بادوصد تن پیاده ساخلوی مقیم دو آب چون کار هزاره شیخعلی بوجه صواب راست کشته بود بامر حضرت
والا از هر دو موضع رفته در تحت رایت سردار عبدالقدوس خان که مأمور تسخیر هزار جات شده بود قرار فوت کرنيل
گرفتند و هم درین احیان کرنیل ولی محمد خان پدرود جهان کرده چون خادم اخلاص شعار دولت بود باعث ولی محمد خان
تأسف حضرت والا شد
- ذکر مراحم ملوکانه که از حضور اقدس - ذكر صدور
الطاف شاهانه
( مبذول حال ملك رحمت شاه خان وزیری شد ) درباره ملك
رحمت شاه
و همدرین هنگام حضرت والا ملك رحمت شاه خان وزیری را که باچند تن از اعیان قوم خويش چنانچه خان وزیری
گذشت همعنان محمل عفت منزل دختر نيك اخترش وارد کابل گردیده چندی برسم مهمانی بامر حضرت اعلی
کرده ایزد سبحان اعنی شهر یار تاج دار در يك گوده بود پیش خوانده پیش بنواخت و رتبام پسر خوردسالش
را در زمره غلام بچه كان اختصاص فرموده در بين امثال واقرانش سر بلند ساخت و هزار و سه صد روپیه بر اصل
خواه سر خود مات مذکور که سالیانه هفتصد روپیه بود افزوده در سالی دو هزار روپیه تعیین نمود و صد تن
پیاده از مردم قوم او را بنام ملازم دولت منظور کرده در تحت رایتش قرار داده هر واحدی را سالیانه
شصت روپیه مواجب که جمله شش هزار روپیه شود معین ساخته فرمانی بنام سردار شیرندل خان عنایت کرد
که ازین مواجب پیادگان هريك را سالی چهل روپیه نقد و بیست روپیه جنس در خوست بدهد و در بنوقت که
يك روپیه را در اینجا بتیسر بوزن کابل گندم بود صد سیر گندم همی داد و همراهان او را که با دخترش آمده
بودند نیز نوازش فرموده هر کدام را انعام معتدربه عطا نموده از قرار ذیل ثبت دیوان سلطنت فرمود که همه ساله
بیرند الله یار خان بن سودان خان نامی خیل يك صد و چهل روپیه میر داد خان بن فضل خان چهل روپیه خنول
بیست و دو نیم روپیه محمدی بن نیامید پنجاه روپیه باز محمد بن ارسلاح پنجاه روپیه پث بن غله سی و هیروپیه ابن
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
